خیمه گاه قمر بنی هاشم


بزرگ مرد تاريخ

پيوند ها
 
 
لوگوي دوستان
گنجينه احاديث

جستجو گر گوگل

//*start of ashoora.ir ashoora*

 دایرکتوری یوسف زهرا = اولین و بزرگترین دایرکتوری ارزشی نویسان

زینت زن=حفظ حجاب onLoad and onUnload Example



موضوع: پيامبر مهرباني صلوات الله علیه


پیامبر اکرم (ص)فرمود :بیشتر چیزی که بر شما می ترسم،شرک کوچکتر است،پرسیده شد ای پیغمبر گرامی شرک کوچکتر چیست؟فرمود ریا

،روز قیامت وقتی که خدایتعالی جزای بندگانش را داد باهل ریا می فرماید بآن کسانی که برایشان عمل میکردید مراجعه کنید و پاداش خود را از ایشان بگیرید.


   نوشته شده در چهارشنبه 30 فروردین1391  توسط خادم 




«و تو اي خواهر ديني ام: چادر سياهي كه تو را احاطه كرده است ازخون سرخ من كوبنده تر است.» (شهيد عبدالله محمودي)

«خواهرم: محجوب باش و باتقوا، كه شماييد كه دشمن را با چادرسياهتان و تقوايتان مي كشيد.» «حجاب تو سنگر تو است، تو از داخل حجاب دشمن را مي بيني و دشمن تو را نمي بيند.»(سردار شهيد رحيم آنجفي)

«حفظ حجاب هم چون جهاد در راه خداست.» (شهيد محمد كريم غفراني)

«خواهرم: از بي حجابي است اگر عمر گل كم است نهفته باش و هميشه گل باش.» (شهيد حميد رضا نظام)

«از تمامي خواهرانم مي خواهم كه حجاب اين لباس رزم را حافظ باشند.» (شهيد سيد محمد تقي ميرغفوريان )

«خواهرم: هم چون زينب باش و در سنگر حجابت به اسلام خدمت كن.»(طلبه شهيد محمد جواد نوبختي )

«يك دختر نجيب بايد باحجاب باشد.» (شهيد صادق مهدي پور)

«خواهرم: حجاب تو مشت محكمي بر دهان منافقين و دشمنان اسلام مي زند.»(شهيد بهرام يادگاري)

«تو اي خواهرم... حجاب تو كوبنده تر از خون سرخ من است.»(شهيدابوالفضل سنگ تراشان)

«به پهلوي شكسته فاطمه زهرا(س) قسمتان مي دهم كه، حجاب را حجاب را، حجاب را، رعايت كنيد.» (شهيد حميد رستمي)

«خواهر مسلمان: حجاب شما موجب حفظ نگاه برادران خواهد شد. برادرمسلمان:بي اعتنايي شما و حفظ نگاه شما موجب حجاب خواهران خواهدشد.» (شهيد علي اصغر پور فرح آبادي)

«شما خواهرانم و مادرانم: حجاب شما جامعه را از فساد به سوي معنويت و صفا مي كشاند.» (شهيد علي رضائيان)

«از خواهران گرامي خواهشمندم كه حجاب خود را حفظ كنند، زيرا كه حجاب خون بهاي شهيدان است.» (شهيد علي روحي نجفي)

«مادرم... من با حجاب و عزت نفس و فداكاري شما رشد پيدا كردم.»(شهيد غلامرضا عسگري)

«اي خواهرم: قبل از هر چيز استعمار از سياهي چادر تو مي ترسد تاسرخي خون من.» (شهيد محمد حسن جعفرزاده)

«خواهرم: زينب گونه حجابت را كه كوبنده تر از خون من است حفظ كن.»(شهيد محمد علي فرزانه)

« خواهران ما در حالي كه چادر خود را محكم برگرفته اند و خود راهم چون فاطمه و زينب حفظ مي كنند... هدف دار در جامعه حاضرشده اند.» (رييس جمهور شهيد محمد علي رجايي)


یا فاطمه الزهرا ادرکنی

   نوشته شده در سه شنبه 29 فروردین1391  توسط زينبيون 





راههاي مقابله با بد حجابي وبي حجابي در جامعه :



1- رعايت اصل تقواي الهي در عمل از طرف آمرين به معروف وناهين از منكر . ( عامل بودن آمر )
2- ارائة الگوي صحيح پوشش متناسب با اسلام وانقلاب براي دختران وپسران 0
3- ارائة الگوهاي امروزي كه براي نسل جوان ملموس باشد 0 ( مانند : دعوت از كسانيكه در زمينه هاي علمي ، اجتـماعي و… در بين نسل جوان موفق بوده وپوشش برتر دارند 0)
4- ترويج فرهنگ اصيل اسلامي وقرآني در صدا وسيما وسينما وحتي ميادين شهرها( بصورت تابلوهاي بيل برد ) با ساخت فيــلم ، سريال ، پخش مراسم عزاداري وهيئات مذهبي و000
5- بيان محسنـات حجاب اسلامي وتبليغ خوبيهاي حجـاب وبيان مضرات بدحجــابي وبي حجابي از طريق : همايش ، كنفرانس ، ميزگردو000 با بهره گيري از نسل جوان وبا پوششهاي مناسب 0
6- در نظر گرفتن شرايط زماني ومكاني در امر به معروف ونهي از منكر بخاطراثر گذاري واثر پذيري وفرهنگ سازي از طريق مثبت نگري به مقوله حجاب وعدم بزرگنمايي بدحجابي 0
7- مجاب نمودن مسئولين بين خود وخانواده وزير مجموعه ي اداري آنان ( مانند : منشي ها وغيره )

8- جلوگيري از توليد وفروش محصولات غيرفرهنگي والبسه هاي نا مناسب 0
9- توسعه وگسترش هيئات مذهبي وپخش از صدا وسيما وهمچنين در بعضي مناسبات كشاندن آنان به خيابانها وميادين شهر 0
10- برگزاري ميز گردهاي تخصصي با بهره گيري از متخصصين جوان در زمينه هاي مختلف علمي ، سياسي . اجتماعي و…
11- تعيين حدود وثغور قانوني حجاب اسلامي با عنايت به فرهنگ غني اسلامي وايراني براي دختران وپسران در جامعه ومدرسه ودانشگاه با بهره مندي از نظر كارشناسان علوم اجتماعي وروانشناسان 0
12- برخورد قاطع با متخلفين بصورت هماهنگ ومتحد الشكل از طرف تمامي دستگاه هاي مسئول از قبيل : قوة قضائيه ، نيروي انتظامي و ضابطين آنان در بسيج و000 با پديده ي بدحجابي و… ( ارائه ي راه حل واحد در برخورد با بد حجابي وبي حجابي وپرهيز از تكرويها وكج سليقگي ها در برخوردها 0
13- برخورد شايستـه ومبتني برعقلانيت واصــولي باپديده ي تكنولوژي جديد ( مانند : ماهواره واينترنت ) وتلاش در جهت ارائه ي تكنولوژي برتروجايگزين ويا در صورت عدم توانايي در ارائه ي الگوي برتر، شناساندن محسنات آن بجاي برخورد هاي احساسي وگاهي خداي ناكرده نابخردانه باآن ،كه خودنوعي ترويج مي باشد!!! چراكه حتي كسانيكه با آن آشنايي ندارند به دنبال چيستي ؟ آن مي روند ، كما اينكه در چند سال اخير تجربه ي مبارزه با ويدئو وماهواره به چنين واقعه اي اذعان دارد 0
14- ايجاد حالت احساسي خوف ورجاء در جامعه :
خوف براي متخلفين ورجاء براي مردم وافراد سالم جامعه با وضع قوانيني كه ضمانت اجراي عملي را داشته باشند ونظارت دقيق بر حسن اجراي آن قوانين از طريق مجلس محترم ودستگاههاي نظارتي 0
15- ايجاد اعتماد عمومي به حكومت با برخورد قاطع با فاسقين وفاسدين ومتجاهرين به فسق 0


   نوشته شده در سه شنبه 29 فروردین1391  توسط زينبيون 



 

به حضرت زهرا  علیه السلام متوسل شدم

 توسل شهدا به حضرت زهرا علیها السلام

چند شب پیش از عملیات، شهید احمد جولاییان همراه با یکی از دوستانش برای انجام آخرین شناسایی به محور دشمن رفته بود. درست در همان محوری که قرار بود امشب در آن عملیات اجرا شود. در حالی که نهر ابوعقاب پر از موانع بود، احمد و دوستانش خیلی آرام و با احتیاط وارد نهر شدند و به هر زحمتی که بود از موانع عبور کردند و خود را به عمق دشمن رساندند.

سنگرهای کمین عراقی‌ها را شناسایی کردند و پس از شناسایی کامل در حال برگشت، هر دو در سیم‌های خاردار و لابه‌لای موانع گیر کردند. اسلحه کلاشی که پشت سرشان بود و برای احتیاط برده بودند،‌ طوری در سیم‌های خاردار گیر کرده بود که حتی نمی‌توانستند تکان بخورند. در آن ساعت، آب جزر شده بود، با دشمن نیز بیش از چند متر فاصله نداشتند. هرقدر تلاش کردند که خود را رها کنند، نتوانستند. دریافتند که لحظه موعود فرا رسید، راه بازگشتی نیست. در حالی که اشک در چشمانشان حلقه زده بود، یکدیگر را در آغوش گرفتند و حلالیت طلبیدند.

آن روزها ایام فاطمیه بود، به حضرت زهرا(س) متوسل شدند. دوست احمد به هر زحمتی از شر سیم‌های خاردار نجات پیدا کرد اما وضعیت احمد، بسیار دشوارتر بود و امکان رهایی او وجود نداشت. از احمد خداحافظی کرد و به سوی نیروهای خودی برگشت. احمد تصمیم گرفت هرطور شده از این گرفتاری نجات پیدا کند، چون اگر اسیر می‌شد، ممکن بود زیر شکنجه و شلاق، حرف بزند و عملیات لو برود. دوست احمد در حالی که به عقب برمی‌گشت، احساس کرد چیزی به سرعت به طرفش می‌آید. با خود گفت: «بدبخت شدم! عراقی‌ها هستند! حتما احمد را گرفته‌اند و حالا به طرف من می‌آیند».

به زیر آب رفت، تا او را نبینند. وقتی آهسته از زیر آب بیرون آمد، کسی به طرف او می آمد .خطاب به او فریاد می‌زند: «قف! لاتحرکوا! (ایست! بی‌حرکت!)»

احمد خود را در آغوش او انداخت و هر دو ‌چند دقیقه با صدای بلند گریستند. پرسید: «احمد! چطوری نجات پیدا کردی؟» ـ

«نمی‌دانم چه شد! هرقدر تلاش کردم که خودم را از شر سیم‌های خاردار خلاص کنم، نتوانستم. وضعیتم لحظه به لحظه بدتر می‌شد. نمی‌دانستم چه بکنم. موانع در حال تکان خوردن و بسیار خطرناک بود،‌ چون توجه دشمن را به سمت من جلب می‌کرد. از همه کس و همه جا ناامید، به ائمه (علیهم السلام) متوسل شدم. یکی یکی سراغ آنها رفتم. یک لحظه یادم آمد که ایام فاطمیه است. دست دعا و نیازم را به طرف حضرت فاطمه(س) دراز کردم و با تمام وجودم از ایشان خواستم که نجاتم بدهند. گریه کردم. دعا کردم. در همین حال احساس کردم یکی پشت لباسم را گرفت، مرا بلند کرد و در آب اروند پرتم کرد. آن حالت را در هوشیاری کامل احساس کردم».

احمد این ماجرا را برای دوستش تعریف کرد، او را قسم داده بود که تا زنده است، آن را برای کسی بازگو نکند.

بر گرفته از کتاب اروند خاطرات ـ صفحه ۲۰۸


   نوشته شده در سه شنبه 29 فروردین1391  توسط زينبيون 



سلام بر بهترین مادر دنیا مادری که دنیا در سلطه ی دستان اوست و درود بی پایان بر مادری که معصوم و معصوم زاده است.که در این روز ها با آتش عشق بازی می کند،مادری که دنیایش را برای معشوق خویش به کف دست گذاشته و به دل آتش می زند ، میخ در گرچه که شرم دارد از روی او ولی زهر دنیا پرستان امان او را بریده اند و از او می خواهند که زهرش را بر دل مادری جای دهد که باری با خود حمل می کند و این مادر همان معصومه معصوم زاده است.

 معصومه معصوم زاده

شادی روح این مادر شهیده صلوات


   نوشته شده در سه شنبه 29 فروردین1391  توسط زينبيون 



خدایا!من شکستگی دارم ،تویی که جبران میکنی:

خدایا!من فقر دارم،تو احسان داری:خدایا!من ترس دارم،تو امان داری،خدایا!من ذلت دارم،تو سلطنت داری،

خدایا!عزت داری،تو همه چیز داری:خدایا!من آرزوها دارم ،تو عنایت داری:خدایا!من نداری دارم،اما تو بخشش داری:

خدایا!من حاجت دارم وهیچ کس غیر از تو نمیتواند آنها را برآورده کند:خدایا!من اندوه دارم،تو رحمت داری:خدایا!من عطش دارم باید به لقای تو برسم:خدایا من آتش درون دارم،باید به وصال تو برسم:خدایا من آرامشی میخواهم ،به آرامش نیاز دارم که  محضر تو آرامش دارد:خدایا!من بیمارم تو طبیب من هستی:خدایا من غم دارم،تو قرب داری،چون نزدیکی مال تو است:خدایا!من جرم دارم،تو گذشت داری....

یا الله


   نوشته شده در یکشنبه 27 فروردین1391  توسط زينبيون 



موضوع: به طرف خدا

 

 

بار خدايا به پيشگاهت عذر خواهم در حق ستمديده‏اى كه در حضور من بر او ستم رفته و من ياريش ننمودم،
و از احسانى كه در حقّم شده و شكرش را بجا نياورده‏ام،
و از بد كننده‏اى كه از من پوزش خواسته و عذرش را نپذيرفته‏‌ام،
و از فقيرى كه از من حاجت خواسته و من خواست او را بر خواست خود ترجيح نداده‏ام،
و از حقّ مؤمن حق دارى كه بر عهده‏ام مانده و آن را ادا ننموده‏ام،
و از عيب مؤمنى كه بر من آشكار گشته و آن را نپوشانده‏ام،
و از هر معصيتى كه برايم پيش آمده و از آن دورى نجستم.
بار الها از همه آنها و از آنچه مانند آنهاست از حضرتت با دل آكنده از پشيمانى عذر ميخواهم، عذرى كه مرا در آينده از نظاير آنچه بر من گذشت بازدارد، پس بر محمد و آلش درود فرست، و پشيمانيم را بر لغزشهايى كه گرفتارشان شده‏ام، و تصميم را بر ترك گناهانى كه برايم پيش آيند توبه‏اى قرار ده كه برايم موجب عشق تو گردد، اى دوستدار توبه كنندگان.


   نوشته شده در شنبه 26 فروردین1391  توسط خادم 



موضوع: به طرف خدا

ای فرزندان آدم چون پیامبرانی از جنس شما بیایند و آیات مرا برای شما بیان کنند پس هر که تقوا پیشه کرد و به کار شایسته شتافت هیچ ترسی از گذشته و آینده بر آنها نخواهد بود .


   نوشته شده در شنبه 26 فروردین1391  توسط خادم 



موضوع: به طرف خدا
روش‌ خواستن‌ 
وَقالَ (ع‌) : فَوْتُ الْحاجَةِ أَهْوَنُ مِنْ طَلَبِها إِلي‌ غَيْرِ أَهْلِها .
 
 ترجمه‌:  و ( امام‌ علي‌ (ع‌) ) فرمود: از دست‌ رفتن‌ حاجت‌ و نياز آسان‌تر است‌ از طلبيدن‌ آن‌ از نااهل ‌.
 
 حاجت‌ از نااهلان‌ مخواه‌
 مهم‌تر از برآورده‌ شدن‌ نياز، عزّت‌ و شخصيت‌ نيازمند است ‌. امير مؤمنان‌ (ع‌) مي‌فرمايد: « ماءُ وَجْهِكَ جامِدٌ يُقْطِرُهُ السُّؤالُ، فَانْظُرْ عِنْدَ من‌ تُقْطِرُه‌ ؛ آبروي‌ تو بسته‌ (و محفوظ‌) است‌ كه‌ درخواست‌ آن‌ را مي‌چكاند . بنگر آن‌ را نزد چه‌ كسي‌ مي‌ريزي ‌». مرحوم‌ فيض‌ الاسلام‌، شارح‌  نهج‌ البلاغه‌  مي‌گويد: از مردم‌ پست‌ چيزي‌ نخواه‌ كه‌ اگر خواسته‌ات‌ را انجام‌ ندهد شرمنده‌ مي‌گردي‌ و اگر روا سازد هميشه‌ تو را فروتن‌ مي‌خواهد . مردي‌ انصاري‌ خدمت‌ امام‌ حسين‌ (ع‌) رسيد و مي‌خواست‌ تقاضايي‌ كند . امام‌ به‌ او فرمود : آبروي‌ خود را مريز بلكه‌ درخواست‌ خود را بنويس‌ تا من‌ به‌ خواست‌ خدا كاري‌ كنم‌ كه‌ خرسند شوي ‌. آن‌ شخص‌ نوشت ‌: فلاني‌ پانصد دينار از من‌ طلبكار است‌ و عرصه‌ را بر من‌ تنگ‌ كرده‌؛ از او بخواهيد مهلتم‌ دهد تا گشايشي‌ يابم ‌. آن‌ حضرت‌ نامه‌ را خواند سپس‌ وارد منزل‌ شد و كيسه‌اي‌ محتوي‌ هزار دينار آورد و فرمود: پانصد دينار را براي‌ وامت‌ بپرداز و پانصد دينار ديگر را صرف‌ زندگي‌ كن‌ و هيچ‌ گاه‌ جز به‌ يكي‌ از سه‌ تن اظهار حاجت‌ مكن ‌: مردي‌ ديندار، يا جوانمرد يا پاك‌ گوهر .
 
 نكته دست‌ نيافتن‌ به‌ حاجت‌  اندوهی به‌ همراه‌ دارد اما‌ درخواست‌ از نااهل‌ و فرد فرومايه‌ عوارض‌ گوناگوني‌ به‌ دنبال‌ دارد و چه‌ بسا موجب‌ شرمندگي‌ و از بين‌ رفتن‌ آبرو و... شود ؛ زيرا طبع‌ انسان‌ پست‌ چنين‌ است‌ كه‌ چيزي‌ به‌ نيازمند ندهد و اگر بدهد منّت‌ مي‌گذارد يا اذيت‌ مي‌رساند و يا آبروي‌ او را مي‌برد .
 
 پيام‌ حكمت‌ پيام‌ اين‌ حكمت‌ به‌ تمام مردم‌، حفظ‌ شخصيت‌ انساني‌ خويش و داشتن‌ عزّت‌ نفس‌ است ‌.
 
 نياز به‌ عزّت‌ نفس‌
 انسان‌ علاوه‌ بر نيازهاي‌ مادي‌ نيازهاي‌ ديگري‌ به‌ نام‌ نيازهاي‌ رواني‌ دارد كه‌ يكي‌ از آن ها نياز به‌ احترام‌ و عزّت‌ نفس‌ است ‌. روان‌شناسان‌ معتقدند اگر نيازهاي‌ رواني‌ آدمي‌ ارضا نشود دچار اختلال هاي‌ عاطفي‌ مي‌شود و سلامت‌ روان‌ خود را از دست‌ مي‌دهد. در بين‌ نيازهاي‌ رواني‌، نياز به‌ عزّت‌ نفس‌ جايگاه‌ ويژه‌اي‌ دارد ؛ زيرا تأمين‌ و ارضاي‌ اين‌ نياز به‌ احساسات‌ ديگري‌ چون‌ : اعتماد به‌ نفس‌ و احساس‌ ارزشمندي ‌، قدرت ‌، لياقت ‌، كفايت‌ و مفيد بودن‌ منتهي‌ مي‌شود و بدين‌سان‌ انسان‌ توانمندي ها، قابليت ها، و اراده‌ خويش‌ را باور مي‌كند، براي‌ شخصيت‌ انساني‌ خود ارزش‌ قائل می شود ، بر روي‌ پاي‌ خود مي‌ايستد و تلاش‌ مي‌كند تا كار مفيدي‌ براي‌ خود و جامعه‌اش‌ انجام‌ دهد . در مقابل‌، بي‌اعتنايي‌ به‌ اين‌ نيازها آثاري‌ چون ‌: احساس‌ حقارت ‌، ضعف ‌، تنبلي‌ ‌، افسردگي‌، درماندگي‌ ، عقب‌ افتادگي‌ و وابستگي‌ به‌ ديگران‌ را به‌ دنبال‌ دارد.

جايگاه‌ نيازهاي‌ مادي‌ و معنوي‌
 با ارزيابي‌ نيازهاي‌ آدمي‌ درمي‌يابيم‌ كه‌ نيازهاي‌ رواني‌ و معنوي‌ جايگاه‌ مهم‌تري‌ دارند . البته‌ درك‌ اين‌ مطلب‌ زماني‌ محقق می شود كه‌ انسان‌ از نظر رواني‌ و فكري‌ به‌ رشد بالايي‌ برسد . در اين‌ هنگام‌ درمي‌يابد كه‌ كسب‌ نيازهاي‌ مادي‌ آن‌قدر اهميت‌ ندارد تا عزّت‌ نفس‌ و آبروي‌ خود را لكه‌دار كند و زير بار منّت‌ و تحقير ديگران‌ قرار گيرد. امام‌ علي‌ (ع‌) در اين‌ حكمت‌ به‌ اين‌ واقعيت‌ پرداخته‌ و در مقام‌ مقايسه‌ بين‌ اين‌ دو نياز به‌ اين‌ مطلب‌ اشاره‌ داشته‌ است‌ كه‌ ارضا نشدن‌ نيازهاي‌ مادي‌ آسان‌تر است‌ از دراز كردن‌ دست‌ نياز ‌ به‌ سوي‌ افراد نااهل ‌؛ چه‌ اينكه‌ اين‌ كار سبب‌ سرافكندگي‌ و خواري‌ آدمي‌ مي‌شود. او اگر از كسي‌ چيزي‌ نطلبد ممكن‌ است‌ جسم‌ او ضرر كند اما اگر اظهار نياز به‌ نااهلان‌‌ كند  شخصيت‌ و آبروي‌ او آسيب‌ مي‌بيند.  سعدي‌ شيرين‌ سخن‌ چه‌ زيبا مي‌گويد :
 هر چه‌ از دونان‌ به‌ منت‌ خواستي    در تن‌ افزودي‌ و از جان‌ كاستي‌
 يا در جاي‌ ديگر مي‌گويد:
 نانم‌ افزود و آبرويم‌ كاست‌    بينوايي‌ به‌ از مذلّت‌ خواست‌
 
 كمك‌ خواستن‌ از ديگران‌، آري‌ اما ذلت‌ هرگز!
 انسان‌ موجودي‌ اجتماعي‌ است‌ و بسياري‌ از خواسته‌ها و نيازهاي‌ او به‌ وسيله‌ ديگران‌ تأمين‌ مي‌گردد. بنابراين‌ او نمي‌تواند از خلق‌ خدا بي‌نياز باشد. شخصي‌ در حضور حضرت‌ امام‌ سجاد (ع‌) عرض‌ كرد: خدايا ! مرا از بندگانت‌ بي‌نياز گردان ‌. آن‌ حضرت‌ فرمود: اين‌ چنين‌ نيست ‌؛ زيرا مردم‌ به‌ هم‌ محتاجند؛ بلكه‌ بگو : خدايا ! مرا از بدان‌ خلقت‌ بي‌نياز گردان ‌. از اين‌ سخن‌ امام‌ استفاده‌ مي‌شود حاجت‌خواهي‌ از ديگران‌ مستلزم‌ در نظر گرفتن‌ اموري‌ است‌ كه‌ بدون‌ ملاحظه‌ آنها نه‌ تنها نياز ما برآورده‌ نمي‌شود بلكه‌ ممكن‌ است‌ بر مشكل‌ ما افزوده‌ شود . از اين‌ رو امامان‌ معصوم‌ ما را از عرض‌ حاجت‌ نزد برخي‌ افراد برحذر داشته‌اند .
 
 از چه‌ كسي‌ نبايد كمك‌ خواست‌؟
 از جمله‌ كساني‌ كه‌ نبايد از آنان‌ كمك‌ طلبيد مي‌توان‌ به‌ اين‌ افراد اشاره‌ كرد :
 1. تازه‌ به‌ دوران‌ رسيده‌ها : امام‌ صادق‌ (ع‌) مي‌فرمايند : اگر دست‌ خود را تا آرنج‌ در دهان‌ اژدها كني‌ بهتر از اين‌ است‌ كه‌ دست‌ نياز به‌ سوي‌ تازه‌ به‌ دوران‌ رسيده‌اي‌ دراز كني ‌.
 2. منّت‌گذاران‌: امير مؤمنان‌ علي‌ (ع‌) از رسول‌ خدا (ص‌) نقل‌ كردند كه‌ فرمودند: بگو خدايا! مرا به‌ بندگان‌ بدت‌ محتاج‌ مكن‌ . عرض‌ كردم‌: اي‌ پيامبر خدا ! بندگان‌ بد او كيستند؟ فرمود: كساني‌ كه‌ منّت‌ می گذارند چون‌ چيزي‌ بدهند . آري‌، اين‌ افراد با اين‌ كار، شيريني‌ عطاي‌ خود را به‌ كام‌ ديگران‌ تلخ‌ مي‌كنند .
 3. سرزنش‌ كنندگان ‌: گاه‌ برخي‌ افراد درخواست‌ انسان‌ را اجابت‌ مي‌كنند ليكن‌ با به‌ كار بردن‌ جملاتي‌ او را سرزنش‌ نيز مي‌كنند . عرض‌ نياز به‌ اين‌ افراد هم‌ با عزّت‌ مؤمن‌ منافات‌ دارد و خداوند خواهان‌ عزّت‌ و حفظ‌ شخصيت‌ مؤمن‌ است‌.

از چه‌ كسي‌ مي‌توان‌ درخواست‌ کمک کرد ؟
   از روايات‌ استفاده‌ مي‌شود كه‌ مي‌توان‌ از افراد زير درخواست‌ كمك‌ كرد :
 1. افراد خوش‌ رو، سخاوتمند و خوش‌ زبان‌ . امير مؤمنان‌ علي‌ (ع‌) در نيايش‌ خود به‌ خداوند عرضه‌ مي‌دارند : «خدايا ! اگر مرا محتاج‌ كسي‌ كردي‌ به‌ خوش‌روترين‌، بخشنده‌ترين‌ و كسي‌ كه‌ نيازم‌ را با زبان‌ خويش‌ برآورد و كمتر بر من‌ منّت‌ نهد محتاج‌ گردان‌».
 2. افراد ديندار، جوانمرد، بزرگ‌زاده‌ . امام‌ حسين‌ (ع‌)  مي‌فرمايند: حاجت‌ خود را جز نزد سه‌ كس‌ مبر : دين دار يا جوانمرد يا بزرگ‌زاده ‌؛ زيرا دين دار براي‌ حفظ‌ دين‌ خود نيازت‌ را برمي‌آورد، جوانمرد از مردانگي‌ خود شرم‌ مي‌كند و بزرگ‌زاده‌ مي‌داند كه‌ تو با رو انداختن‌ به‌ او آبرويت‌ را فروخته‌اي‌ و با برآوردن‌ نيازت‌ آبروي‌ تو را حفظ‌ مي‌كند .
 (با تلخیص از سایت www.qazvin.irib.ir)


   نوشته شده در چهارشنبه 23 فروردین1391  توسط خادم 



 

حضرت زهرا سلام الله عليها يك افتخار است براي همه عالم، نه فقط براي شيعه، نه فقط براي عالم اسلام، نه فقط براي ائمه طاهرين (ع)، بلكه آن حضرت براي پدر بزرگوارش نيز مايه سربلندي و افتخار به شمار مي‌رود. پيامبر اكرم (ص) به اين بانو خيلي افتخار مي‌كردند و بارها مي‌فرمودند كه خودم و پدر و مادرم به فداي تو. افتخار پيغمبر اكرم (ص) خيلي معنا دارد؛ حضرت زهرا (س) از نظر حسب و نسب داراي درجات رفيعي بوده است. شما نمي‌توانيد يك خانمي پيدا كنيد كه اين قدر از نظر نسب، والا و نوراني باشد. ايشان پدري دارد مثل پيامبر اكرم كه خاتم الانبياء بود. پيغمبري كه همه پيامبران به وجود او افتخار مي‌كردند، وجود مباركي كه خود خداوند متعال به او افتخار مي‌كند و نظيرش در عالم وجود نيامده و نخواهد آمد. حضرت صديقه طاهره مادري دارد مانند حضرت خديجه كه در مورد ايشان هم بايد بگوييم يك افتخار براي همه انسانها و مخصوصاً براي تمامي خانمها مي‌باشد. در باره حضرت خديجه همين مقدار بس كه پيغمبر اكرم مي‌فرمودند: پيروزي اسلام، مرهون خديجه است. همسر حضرت زهرا (س) نيز اميرالمومنين علي (ع) است كه پيامبر گرامي (ص) فرمودند: زهرا جان اگر علي نبود، كفوي براي تو در عالم وجود يافت نمي‌شد. و اگر تو نبودي كفوي براي علي در عالم نبود. حضرت فاطمه زهرا از لحاظ فرزند نيز فرزنداني نظير امام حسن و امام حسين و حضرت زينب و ام كلثوم سلام الله عليهم را تحويل عالم بشريت داده‌اند. اسلام مرهون مجاهدتها و تلاشهاي فرزندان گرامي حضرت زهراست. شهادت امام حسين (ع) اسلام را بيمه كرد و مجاهدت حضرت زينب(س)، شهادت آن حضرت را جهانگير كرد. حضرت زينب با آن شهامت مثال زدني در مقابل دشمن گفت: «‌ثكلتك امك يابن مرجانه ما رأيت الا جميلا». نظير چنين فرزنداني را در عالم كسي نداشته و نخواهد داشت. اما اولاد حضرت زهرا سلام الله عليها منحصر به اين چهار بزرگوار نيست، بلكه دوازده امام از نسل حضرت زهرا به وجود آمدند كه بارها پيغمبر اكرم به اين موضوع افتخار مي‌كردند. از همان وقتي كه امام حسين طفلي كوچك بود، پيامبر اكرم او را در دامن مي‌نشاندند و مي‌فرمودند: «يا حسين التاسع من ولدك هو القائم بالحق به يملأ الله الارض قسطاً و عدلاً بعد ما ملئت ظلماً و جورا» يعني حسينم، نهم از فرزندان تو امام زمان است كه به دستش پرچم اسلام روي كره زمين افراشته مي‌شود. آنكه عدالت اجتماعيِ سرتاسري مي‌آ ورد. آن كه ظلم جهاني را ريشه كن مي‌كند و بالاخره آن كه اسلام را جهاني مي‌كند و مي‌گويد «انّ في إبنه رسول الله لي اسوه حسنه» يعني سرمشق من در حكومت، زهراي مرضيه است. آن امامي كه اسلام را جهاني مي‌كند و مي‌فرمايد كه «‌نحن حجج الله علي خلقه و فاطمه حجه علينا» يعني ما دوازده امام حجت براي مردم هستيم و زهرا (س) حجت براي ما است. درك كردن معناي اين گونه روايات سخت است، اين گونه روايات حيران كننده است و انسان با غور در اين مطالب پي به جهل خود مي‌برد.

نكته مهم كه تذكر آن در اين مجال ضروري است اينكه، شناخت ما نسبت به نعمت بزرگي همچون وجود مبارك حضرت زهراي مرضيه چه مقدار است؟ و مهمتر اينكه تا چه اندازه آن حضرت را براي خود اسوه مي‌دانيم و از او پيروي مي كنيم؟ اگر ما در اين باره كوتاهي كنيم و از حضرت زهرا (س) الگو نگيريم، بالاترين گناه را مرتكب شده‌ايم. زيرا كفران نعمت كرده‌ايم. قرآن كريم مي‌فرمايد: «لئن شكرتم لأزيدنّكم و لئن كفرتم إنّ عذابي لشديد». اگر حضرت صديقه طاهره سرمشق جامعه باشد، جامعه رو به تزايد و ترقي خواهد بود و اما اگر زهرا سرمشق زندگي مردم نشد، در دنيا و آخرت عذابي دردناك در انتظار آنان خواهد بود. در خصوص لزوم الگوگيري از سيره حضرت زهرا (س) به دو نكته اشاره مي‌گردد كه از مصاديق برجسته شيوه‌ زندگاني حضرت زهراست كه نسل كنوني بايد اسوه خود قرار دهد


   نوشته شده در سه شنبه 22 فروردین1391  توسط زينبيون 



موضوع:

sms ayam fatemieh3 اس ام اس مربوط به شهادت حضرت فاطمه (سري سوم)

 

هرچه باشد من نمک پرورده ام / دل به عشق فاطمه خوش کرده ام

حج من بی فاطمه بی حاصل است / فاطمه حلال صدها مشکل است . . .

.

.

.

 

الا طلیعه ی کوثر سفر بس است بیا / غروب غربت مادر سفر بس است بیا

بیا که چشم به راهت نشسته خاک بقیع / به جان فاطمه دیگر سفر بس است بیا

.

.

.

 

فرزند آن بشکسته پهلو خواهد آمد / با رمز یاالله و یا هو خواهد آمد

والفجر یعنی شیعیان وقتی نمانده / با ذو الجناح و ذوالفقار، او خواهد آمد

.

.

.

 

پیغمبری که عمری غمخوار امتش بود / روی کبود زهرا (س) اجر نبوتش بود؟

.

.

.

 

هر سینه که دوستدار زهراست / آشفته و بی قرار زهراست

گنجینه ی هفت آسمان ها / در سینه ی خون نگار زهراست

از شرح کرامتش همین بس / عالم همه وامدار زهراست . . .

.

.

.

 

در حریم فاطمیّه مرغ دل پر می زند / ناله از مظلومی زهرای اطهر می زند . . .

 

.

.

.

 

سوز دل سیاهم دیگر اثر ندارد / بس که گناه کردم اشکم ثمر ندارد

ای کاش قبل مردن یار از سفر بیاید / او عزم انتقام زهرا مگر ندارد . . .

.

.

.

 

چرا شب غم ما را سحر نمی آید / چرا ز یوسف زهرا خبر نمی آید

عزیز فاطمه! یکدم بیا به محفل ما / مگر به مجلس مادر، پسر نمی آید . . .

.

.

.

 

یا فاطمه (س) جان

یاریمان کن در انتظار روزی که فرزندت بیاید

و انتقام صورت نیلی ات را بگیرد، ثابت قدم بمانیم . . .

.

.

.

 

تو را از جان و دل باشم خریدار / بیا ای یوسف زهرا(س) به بازار

بیا و انتقام مادر خویش / بگیر از دشمن بد اختر خویش

از آنهایی که حقش غصب کردند / عدو را جای حیدر نصب کردند

خدایا دل نازنین زهرای اطهر را بواسطه ی ظهور فرزندش شاد بگردان . . .

.

.

.

 

عادت به روضه کرده دلم روضه خوان کجاست

صاحب عزای فاطمه، آن بی نشان کجاست

قربان اشک روز و شب چشم خسته ات

مولا فدای مادر پهلو شکســــته ات

التماس دعا


   نوشته شده در دوشنبه 21 فروردین1391  توسط زينبيون 



موضوع: به طرف خدا

عامل بسته شدن درهای رحمت 


هیچ چیزی مانند گناه قلب را تباه نمی‌کند زیرا قلب پیوسته به گناه تن در می دهد تا جایی که گناه بر قلب چیره و غالب می‌شود و آنگاه قلب را دگرگون می‌سازد.


مهر خدا و بی مهری بنده

«الحمدلله الذی الفاشی فی الخلق حَمدُهُ، والغَالِب جُندُهُ ،والمتعالی جَدُّهُ، أحمَدُهُ علی نعمةٍ التدام، وآلائه العظام الذی عَظُمَ حِملمُهُ فعفا...»

 

شرح گفتار

امیر بیان امام علی(علیه السلام) در این فراز از خطبه 191 نورانی نهج البلاغه خالق هستی را در قالب سخنانی زیبا و دلنشین ستوده، و او را در مقابل نعمت‌های فراوان و لطف و عنایت بی کرانش می‌ستاید و در این باره زیبایی می‌فرماید: «سپاس مخصوص خداوندی است که ستایش او در خلق آشکار و سپاهش پیروز و عظمت و بزرگی او والا و بیکرانه است. خدا را برای نعمت‌های پی در پی و بخشش‌های بزرگش ستایش می‌کنم خدایی که حلمش بزرگ و عفوش فراگیر است»

این سخن از امیرمتّقیان علی(علیه السلام) حکایت از مهر و محبّت بی حد و حصر خداوند بی همتا نسبت به بندگان خویش دارد که همواره آن‌ها را دوست داشته و همیشه و همه جا آنها را مورد لطف و مرحمت خویش قرار داده به گونه ای که هیچ گاه حاضر نیست آن‌ها را در تنگنا قرار دهد و یا آزار و اذیّت به آن‌ها برساند، نعمت‌هایی را که خود به آن‌ها ارزانی داشته از آنها باز پس گیرد، و از این طریق طعم تلخ سختی و گرفتاری را در کام وجودشان ریخته، و فضای آسمان زندگی را برای آن‌ها تیره و تاریک نماید.

با اینکه بارها بی مهری بندگان را نسبت به خویش دیده اما همواره قلم عفو و بخشش را به سوی آن‌ها نشانه رفته و در نهایت رأفت و مهربانی عذر و تقصیر آنها را پذیرا بوده است.

حال که ما انسان‌ها این چنین مورد لطف و عنایت ویژه حضرت حق قرار گرفته‌ایم باید به حکم عقل رسم ادب و بندگی را بجا آورده، و در مقابل این همه رحمت بیکران به شکر و سپاس از آن یگانه خالق هستی بپردازیم.

شکرگزاری از حضرت حق، امری است واجب و ضروری که هرگز نباید بدست فراموشی سپرده شود.

پروردگار عالم در کلام نورانی خویش بارها به این موضوع پرداخته و بر لزوم آن تأکید و پافشاری نموده است، به عنوان نمونه در سوره مبارکه سبأ خطاب به قوم سبأ می‌فرماید: (کلوا مِن رزق ربکم واشکروالَهُ)2 از روزی پروردگارتان بخورید و او را شکر کنید.

هرگاه اطاعت شوم خشنود می‌شوم و چون خشنود گردم برکت بخشم و برکت من بی پایان است و هنگامی که از من نافرمانی شود خشم گیرم و چون خشم گیرم، لعنت کنم و لعنت من تا هفت پشت را شامل می‌شود

سپاس گزاری از خدا با ترک گناه!

از روایات معصومین (صلوات الله علیهم اجمعین) استفاده می شود که شکرگزاری واقعی آن است که انسان از نعمت های الهی در مسیر عبادت و بندگی پروردگار عالم استفاده نموده و از گناهان و ارتکاب کارهای ناشایست به شدّت پرهیز کند.

در روایتی ششمین اختر تابناک آسمان ولایت وامامت امام صادق(علیه السلام) در این باره می‌فرماید: «شکرالنعمة اجتناب المحارم» 3 شکر نعمت پرهیز از محرمات است.

حال اگر انسان در زندگی دور کارهای ناشایست را خط قرمز کشیده و از انواع گناهان ـ چه کوچک و چه بزرگ ـ پرهیز نماید در مقابل خداوند بی همتا به پاس چنین اقدام شایسته‌ای آغوش رحمت خویش را به روی او گشوده و او را از چشمه جوشان فیوضات خود بهره مند خواهد ساخت. آن یگانه خالق هستی در بخشی از کلام نورانی خویش در برابر شکری که بنده انجام می‌دهد وعده فزونی نعمت را داده و در این باره فرموده است: «و لئن شکرتم لَاَزیدنکم ولئن کفرتم اِنّ عذابی لشدید»4  

اگر واقعا سپاس گزاری کنید البته نعمت شما را افزون خواهم کرد و اگر ناسپاسی کنید عذاب من بسیار سخت است.

بنابراین میان شکر و زیاد شدن نعمت رابطه تنگاتنگی وجود دارد به گونه ای که انسان در اثر شکر می‌تواند نظر رحمت الهی را به سوی خود جلب نموده و از موهبت های ارزنده خداوند بی همتا بهره‌مند شود. در حقیقت انسانی که از نعمت های خدا در راه معاصی و گناهان استفاده می‌کند به زبان حال فریاد می‌کشد: «که خدایا من لایق این نعمت نیستم و کسی که آن را در مسیر بندگی استفاده می‌کند به زبان حال می‌گوید: «پروردگارا شایسته‌ام ،سپس افزون کن»

 

بسته شدن درهای رحمت!

پیشوایان معصوم(صلوات الله علیهم اجمعین) همواره در طول حیات ارزشمند خویش ما را نسبت به گناه و ارتکاب معاصی هشدار داده اند.

بی تردید چنین هشداری از ناحیه آنها، به جهت آثار ویرانگری است که گناه بر پیکره دین و عقیده ما وارد می‌سازد.

در حقیقت گناه خانه قلب آدمی را تخریب و فضای روح و روان آدمی را آلوده می‌سازد.

باز و بسته شدن درهای رحمت الهی بستگی به عملکرد خود انسان دارد، اگر سر تسلیم در مقابل پروردگار عالم فرود آورده و به دستورات او عمل نماید، خداوند نیز در مقابل، درهای رحمت را به روی او می گشاید و اگر به عکس، به جای بندگی خدا به بندگی شیطان روی آورد و تحت فرمان اوامر گمراه کننده‌اش قرا بگیرد، خداوند بی همتا درهای رحمت خویش را به روی او بسته و به جای آن درهای خشم و غضب را به رویش باز خواهد نمود

در حدیثی امام صادق(علیه السلام) از قول پدر بزرگوار خویش نقل می‌کند که ایشان فرمود: «ما مِن شیءٍ أفَسَدَ للقلب مِن خطیئةٍ اِنَّ القلب لیواقع الخطیئة،فما تزال به حتّی تغلب علیه فیصیر اعلاهُ أسفَلَهُ». 5 هیچ چیزی مانند گناه قلب را تباه نمی‌کند زیرا قلب پیوسته به گناه تن در می دهد تا جایی که گناه بر قلب چیره و غالب می‌شود و آنگاه قلب را دگرگون می‌سازد.

در اثر گناه رشته محبّت بین خدا و بنده پاره شده که نتیجه چنین اوضاعی بسته شدن درهای رحمت الهی و محروم شدن بنده از فیوضات خالق هستی است.

بنابراین باز و بسته شدن درهای رحمت الهی بستگی به عملکرد خود انسان دارد، اگر سر تسلیم در مقابل پروردگار عالم فرود آورده و به دستورات او عمل نماید، خداوند نیز در مقابل، درهای رحمت را به روی او می گشاید و اگر به عکس، به جای بندگی خدا به بندگی شیطان روی آورد و تحت فرمان اوامر گمراه کننده‌اش قرا بگیرد، خداوند بی همتا درهای رحمت خویش را به روی او بسته و به جای آن درهای خشم و غضب را به رویش باز خواهد نمود.

در روایتی امام رضا(علیه السلام) پیرامون این امر فرموده است: «اوحی الله عزوجل إلی نبی من الأنبیاء إذا أُطِعتُ رَضیتُ و اذا رُضِیتُ بارکتُ ولیس لبرکتی نهایةٌ واذا عُصِیتُ غَضِبتُ و اذا غَضِبتُ لَعَنتُ تَبلُغُ السابِعَ من الوری» 6

خدای عزوجل به پیامبری از پیامبران وحی فرمود: هرگاه اطاعت شوم خشنود می‌شوم و چون خشنود گردم برکت بخشم و برکت من بی پایان است و هنگامی که از من نافرمانی شود خشم گیرم و چون خشم گیرم، لعنت کنم و لعنت من تا هفت پشت را شامل می‌شود.

در بخش پایانی نوشتار حاضر آنچه پیرامون موضوع گناه می‌توان گفت آن است که گناه علاوه بر آثار ویرانگر و مخرّبی که از خود به جای می‌گذارد به حکم عقل و وجدان، نوعی نمک نشناسی است که انسان، عمری بر سر سفره رحمت الهی بنشیند و از انواع نعمت‌های لذّت بخش او بهره‌امند شود ولی در مقابل به جای تسلیم در برابر فرامین الهی آن‌ها را زیر پا گذاشته و به خود جرأت ارتکاب گناهان و کارهای ناشایست را دهد.

انسان‌ها در این دنیا به محض اینکه با شخصی هم سفره شده و از ناحیه آن شخص مورد پذیرایی قرار می‌گیریم، رسم جوانمردی و رفاقت را به جا آورده و به خود اجازه خیانت و حرمت شکنی او را نمی‌دهیم، حال چگونه است که عده‌ای از ما انسان‌ها نسبت به خداوند عالم - که تمام هستی ما از اوست ـ رسم ادب و احترام را به جا نیاورده و بدون هیچ ترس و واهمه ای در پیشگاه مقدسش اقدام به کارهای ناشایست می‌کنیم

منبع:tebyan.net 


   نوشته شده در دوشنبه 21 فروردین1391  توسط خادم 



کابوس یک رویا

در سرخی گرداب این شبها

تصویر یک کوچه

تا انتهای غربت دنیا

در امتداد تنگ آن کوچه

تصویر دست کودکی در دست مادر بود

تنها تر از تنها

وقتی هوا تاریک و روشن بود

چشمان کودک سایه ای را دید

در سینه قلب کوچکش لرزید

وقتی که آن سایه

با چشمهایی بی حیا نزدیک مادر شد

از آسمان چیزی شبیه یاس می بارید

ناگاه از اعماق دوزخ صیحه ای آمد

دستی شبیه داس بالا رفت

از رعد و برق بی نهیبی تار می شد – تار می شد

چشمان اشک آلود مادر

تنهای تنها

وقتی که آن کودک

با مادرش روی زمین افتاد

از لابه لای دستهای سنگی دیوار

اشکی به رنگ لاله می بارید

رویای خاک آلوده خود را

با آسمانی درد تا خانه

در سینه نهان می کرد

تنهای تنها

(یازهرا)


   نوشته شده در یکشنبه 20 فروردین1391  توسط زينبيون 



روزي مرد نابينايي با كسب اجازه به محضر حضرت زهرا(س) آمد. حضرت از او فاصله گرفت و خود را پوشانيد، پيامبر اكرم(ص) كه در آن جا حضور داشت از حضرت زهرا(س) پرسيد: «با اين كه اين مرد نابيناست و تو را نمي‏بيند، چرا خود را پوشاندي»؟ حضرت زهرا(س) در پاسخ فرمود: «اگر او مرا نمي‏بيند، من كه او را مي‏بينم، وانگهي او بو را استشمام مي‏كند». پيامبر(ص) (به نشانه تأييد شيوه و گفتار حضرت زهرا«س») فرمود: «أَشْهَدُ اَنَّكِ بَضْعَةٌ مِنّي؛گواهي مي‏دهم كه تو پاره تن من هستي».

اميرمؤمنان علي(ع) فرمود: روزي همراه گروهي در محضر رسول خدا(ص) نشسته بوديم. آن حضرت به ما رو كرد و فرمود: «بهترين كار براي زنان چيست؟» هيچ كدام از حاضران نتوانستند جواب صحيح بدهند. هنگامي كه متفرّق شدند، من به خانه بازگشتم، و همين موضوع را از حضرت زهرا(س) پرسيدم، و ماجراي سؤال پيامبر(ص) و پاسخ صحيح ندادن اصحاب را براي حضرت زهرا(س) تعريف كردم، و گفتم هيچ يك از ما نتوانستيم پاسخ صحيح بدهيم. حضرت زهرا(س) فرمود: ولي من پاسخ به اين سؤال را مي‏دانم، و آن اين است كه: «خَيْرٌ لِلنِّساءِ اَنْ لايَرِينَ الرِّجالَ وَلايَراهُنَّ الرِّجالُ؛ صلاح زنان در آن است كه آنها مردان نامحرم را نبينند، و مردان نامحرم آنها را نبينند».

* حجاب در اسلام به معناي پرده نشيني نيست، بلكه به معناي پوششي معقول براي جلوگيري از فساد، و حفظ كرامت زن است.


   نوشته شده در یکشنبه 20 فروردین1391  توسط زينبيون 



موضوع:

حجاب

نشانه حیاست

عفاف حجاب است

حجاب سعادت است

فریاد و رنگ تقوا  است

بوی خوش گل عفاف است

سرچشمه كمال یك زن است

جلوه ای از عفت و حیای زن است

حجاب یك زن، نشانگر شخصیت اوست

پوشش عفیفانه زن شعار حق طلبی است

نشان  وقار و علامت افتخار و عزت نفس است

سپری قوی در برابر شمشیر های تهاجم فرهنگی است

زبان حجاب، نمایش حقیقت خواهی و فریاد علیه جاهلیت و خودآرایی است

چون صدفی گران بهاست كه مروارید شخصیت زن را در خود جای می دهد

پیام شهید: خواهرم، حجاب تو برتر از سرخی خون من است

قداست زن است كه بر درخشندگی زن می افزاید

زن در حجاب هم چون مروارید در صدف است

ترنم  ایمان بر لبان  گویای  غیرت است

آوای ملکوتی جمال طلبی زن است

ازجمال سیرت زن مسلمان است

تلالو شبنم بر چهره گل است

عامل تحكیم خانواده است

چادر عین حجاب است

جلوه دینداری است

حجاب حق است

حجاب

(یا زهرا)

   نوشته شده در یکشنبه 20 فروردین1391  توسط زينبيون 



السَّلامُ عَلَيْكِ يَا مُمْتَحَنَةُ امْتَحَنَكِ الَّذِي خَلَقَكِ فَوَجَدَكِ لِمَا امْتَحَنَكِ صَابِرَةً أَنَا لَكِ مُصَدِّقٌ صَابِرٌ عَلَى مَا أَتَى بِهِ أَبُوكِ وَ وَصِيُّهُ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِمَا وَ أَنَا أَسْأَلُكِ إِنْ كُنْتُ صَدَّقْتُكِ إِلا أَلْحَقْتِنِي بِتَصْدِيقِي لَهُمَا لِتُسَرَّ نَفْسِي فَاشْهَدِي أَنِّي ظَاهِرٌ [طَاهِرٌ] بِوِلايَتِكِ وَ وِلايَةِ آلِ بَيْتِكِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِمْ أَجْمَعِينَ
سلام بر تو اى آزموده شده،آن‏كه تو را آفريد آزمودت،پس تو را به آنچه آزمود شكيبا يافت، من از صميم قلب به تو ايمان دارم و بر آنچه پدر بزرگوارت و جانشينش(درود خدا بر آن دو باد)آوردند بردبارم و از تو مى‏خواهم‏ از آنجا كه مومن به تو هستم مرا به گروندگان آن دو ملحق سازى تا دلشاد گردم،پس گواه باش‏ كه همانا من تنها به ولايت تو و ولايت اهل بيتت(كه درود خدا بر همه آنان باد)پاك گشته و دلگرمم.
زيات حضرت زهرا عليها السّلام به روايتى ديگر:
السَّلامُ عَلَيْكِ يَا مُمْتَحَنَةُ امْتَحَنَكِ الَّذِي خَلَقَكِ قَبْلَ أَنْ يَخْلُقَكِ وَ كُنْتِ لِمَا امْتَحَنَكِ بِهِ صَابِرَةً وَ نَحْنُ لَكِ أَوْلِيَاءُ مُصَدِّقُونَ وَ لِكُلِّ مَا أَتَى بِهِ أَبُوكِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ وَ أَتَى بِهِ وَصِيُّهُ عَلَيْهِ السَّلامُ مُسَلِّمُونَ وَ نَحْنُ نَسْأَلُكَ اللَّهُمَّ إِذْ كُنَّا مُصَدِّقِينَ لَهُمْ أَنْ تُلْحِقَنَا بِتَصْدِيقِنَا بِالدَّرَجَةِ الْعَالِيَةِ لِنُبَشِّرَ أَنْفُسَنَا بِأَنَّا قَدْ طَهُرْنَا بِوِلايَتِهِمْ [بِوَلايَتِهِمْ‏] عَلَيْهِمُ السَّلامُ
سلام بر تو اى آزموده شده،آزمودت آن‏كه تو را آفريد پيش از آفريدنت در دنيا،و در آن آزمون شكيبا بودى و ما دوستان و تصديق‏كنندگان توييم،و به‏ همه آنچه پدر بزرگوارت(درود خدا بر او و خاندانش باد)و جانشينش(درود بر او)آوردند سر مى‏سپاريم‏ خدايا!از تو مى‏خواهيم ازآن‏رو كه تصديق‏كنندگان آن بزرگواران بوديم ما را به خاطر اين باور به درجه والا برسانى،تا خود را بشارت دهيم كه پاك گشتيم به ولايت آنان(درود بر آنان)

   نوشته شده در شنبه 19 فروردین1391  توسط زينبيون 



موضوع: حضرت زهرا سلام الله عليها

میخواهم ازغمت نخورم بر زمین،

ولی
هربار که میرسم جلوی در،نمیشود.

 یازهرا


   نوشته شده در شنبه 19 فروردین1391  توسط خادم 



موضوع:
 
 از مشرق قلبم رسيده فاطميه

رخت عزايم كو ، رسيده فاطميه
 
 
 fatemeh19.jpg
 
 
در حريم فاطميّه مرغ دل پر مي زند

ناله از مظلومي زهراي اطهر مي زند
 
 
 
 
 
 
تا رخصت حضور نيابد، شب طلوع

مهتاب از ادب نتراود به روزنش

تا کعبه راز سنگ کرامت نيفکند

از چشم روزگار نهان است مدفنش
 
 
 
 
 
دل از غم فاطمه توان دارد، نه

و ز تربتِ او كسي نشان دارد، نه

آن تربتِ گمگشته به بَر، زوّاري

جز مهدي صاحب الزمان دارد، نه
 
 
yaafatemeh2.jpg
 
 
اي كاش فدك اين همه اسرار نداشت

اي كاش مدينه در و ديوار نداشت

فرياد دل محسن زهرا اين بود

اي كاش در سوخته مسمار نداشت
 
 
 
 
 

كاش قلبم به قبرش راه داشت

كاش زهرا هم زيارتگاه داشت

 
 
 
 
حضرت حيدر به نام فاطمه حساس بود ،

خلقت از روز ازل مديون عطر ياس بود ،

اي كه ره بستي ميان كوچه ها بر فاطمه ،

گردنت را مي شكست آنجا اگر عباس بود .
 
 
 
 fateme22.gif
 
 
 
  الا اي چاه يارم را گرفتند

گلم، باغم، بهارم را گرفتند

ميان کوچه ها با ضرب سيلي

همه دار و ندارم را گرفتند
 
 
 
 
 
 
ناموس خدا، دخت نبي، همسر حيدر

امّ الحسنين، شافعه ي خلق به محشر

اين غم نرود از نظر ما که ز کين شد

نيلي رخت از سيلي آن شوم بد اختر

يا رب تو عذابش بنما بيشتر از پيش

آنکس که به پهلوي وي از کينه زدي در


 
 
 
 
 هر سينه که دوستدار زهراست

آشفته و بي قرار زهراست

گنجينه ي هفت آسمان ها

در سينه ي خون نگار زهراست

از شرح کرامتش همين بس

عالم همه وامدار زهراست
 
 
fatemeh30.jpg
 
 
بريزم اشک غم، از ديده بر رخسار مادر جان

بنالم در عزايت بادل افکار مادر جان

به ياد آرم از آن ساعت که با پهلوي بشکسته

کشيدي ناله در بين در و ديوار مادر جان

از آن غصب فدک و ز بردن حيدر سوي مسجد

مرا ديگر نباشد طاقت گفتار مادر جان
 
 
 
 
 
 
تا که پرسيدم ز منطق، عشق چيست

در جوابم اينچنين گفت و گريست

ليلي ومجنون همه افسانه اند

عشق تفسيري ز زهرا و عليست
 
 
 
 
 




از فاطمه اکتفا به نامش نکنيد

نشناخته توصيف مقامش نکنيد

هر کس که در او محبت زهرا نيست

علامه اگر هست سلامش نکنيد
 
 
 
 
 madar.jpg
 
يا علي رفتم بقيع اما چه سود

هر چه گشتم فاطمه آنجا نبود

يا علي قبر پرستويت کجاست
 
آن گل صد برگ خوشبويت کجاست

هر چه ياشد من نمک پرورده ام

دل به عشق فاطمه خوش کرده ام

حج من بي فاطمه (س) بي حاصل است

فاطمه (س) حلال صدها مشکل است
 
 
 
 
 
جاهلان خيال بافتند

فرق شيعه را شکافتند

زخم شيعه را نمک زدند

قفل بر در فدک زدند

تاب ديدنت نداشتند

داغ بر دلت گذاشتند

تير و قلب عاشق آه آه

سيلي و شقايق آه آه
 

   نوشته شده در پنجشنبه 17 فروردین1391  توسط زينبيون 



سوره کوثر

إنّا أعطیناک الکوثر، فصلّ لربّک وانحر، إنّ شانئک هو الأبتر

در شأن نزول این سوره گفته شده:

زمانى که رسول‌(ص) دو تن از فرزندان خود به نام‌هاى عبد‌اللّه و قاسم را از دست داد و دشمنان آن حضرت، براى تضعیف او، زبان طعن و شماتت، گشودند، عاص بن وائل او را «ابتر» خواند،2 که در لغت عرب به «مقطوع

( 149 )
  • النسل» اطلاق می‌شود.3

    کوثر از ریشه کثرت است و برچیزى اطلاق می‌شود که شأنیت کثرت در او باشد و مراد از کوثر خیر فراوان است.4

    البته آن خیر کثیرى که پیامبر در نتیجه اعطاى خداوند؛ مالک آن شده است، در آیه اول مشخص نشده و شاید بدین لحاظ باشد که با اطلاق و عدم تقیید آن، عظمت و شأن خاص، بدان ببخشد.

    براى کلمه (کوثر) در این سوره، معانى متعدد مطرح شده است، علامه طباطبایى در المیزان با توجه به معناى آخرین آیه که دشمن آن حضرت را، ابتر معرفى کرده، مناسب‌ترین معنا را «کثرت» ذریه پیامبر اکرم (ص) ذکر می‌کند.5 اگر خیر کثیر هم مراد باشد، یقیناً یکى از مصادیق آن، فراوانى نسل آن حضرت است.

    کوثر، صیغه مبالغه است. یعنى اى پیامبر، به تو، دخترى دادیم که مجسمه خیر است، استوانه برکت و اسطوره بالندگى است، به تو دخترى دادیم که اگر همه فضایل و سجایاى انسانى را مجسم کنند، زهرا می‌شود. اى پیامبر، به شکرانه این نعمتى که به هیچ‌کس داده نشده و نخواهد شد، نماز بخوان و در هنگام تکبیر، دستهایت را بلند کن که این یک حالت خضوع است براى بنده و جلالتى است برا ى خدا!

    امام فخررازى در ذیل آیه می‌نویسد:

    کوثر هشت معنا دارد که تمام آن معانى درباره حضرت صدیقه طاهره، فاطمه زهرا‌(س) است. آنگاه خودش می‌گوید: چگونه، فاطمه کوثر نباشد که چون علی‌بن‌الحسین و محمد‌بن‌على باقرالعلوم و صادق المصدق، میوه و ثمره دارد.6

    آرى فاطمه، چگونه خیر کثیر نباشد که از این نهر کوثر، صدها و بلکه هزاران جوى زلال و روشن، منشعب است.

    حسن ختام این بخش،آن که نزول چنین سوره‌اى و چنین تعبیر بلندى (کوثر) درباره فاطمه در عهد جاهلیت عربى که «زن» نه تنها از کم‌ترین حقوق انسانى برخوردار نبود، بلکه تولد دختر مایه ننگ و سرافکندگى بود و دختران، زنده بگور می‌شدند، نشانگر جایگاه ارزشمند زن در مکتب حیات بخش اسلام است. موجودى که می‌تواند منشأ این مقدار خیر و برکت در تاریخ بشریت باشد. موجودى که بنده برگزیده خدا و

    ( 150 )
  • اشرف مخلوقات عالم، باید به شکرانه برخوردارى از آن، در برابر پروردگارش، سربرخاک بساید. در کدامین مکتب می‌توان چنین قرب و منزلتى براى زن یافت؟7

    2. آیه تطهیر

    إنّما یرید اللّه لیذهب عنکم الرجس أهل البیت و‌یطهّرکم تطهیرا (احزاب،33/33)

    این آیه به گفته بیشتر محدثان اهل سنّت و تمام علماى شیعه، در خصوص اهل کساء، نازل شده است.

    چنانچه در صحیح مسلم و ترمذى و تفسیر کشّاف و طبرى و در‌المنثور، مستدرک حاکم، منتخب کنز‌العمال و کتاب‌هاى دیگر از عایشه و ام سلمه و انس‌بن‌مالک و ابو‌سعید‌‌خدرى و دیگران با مختصر اختلافى روایت کرده‌اند که چون آیه تطهیر نازل شد، رسول خدا (ص)، فاطمه (س) و على (ع) و حسن و حسین‌ (ع) را خواندند و کساى خود را بر روى آنها انداختند و فرمودند: «اللهم إنّ هؤلاء أهل بیتی، فاذهب عنهم الرّجس و‌طهّرهم تطهیرا».

    در انتهاى سوره واقعه،می‌فرماید: إنّه لقرآن کریم، فى کتاب مکنون، لایمسّه إلاّ المطهّرون؛ هیچ‌کس به قرآن، مسّ وجودى پیدا نمی‌کند مگر مطهرون.

    با توجه به این آیه، تنها اهل بیت، مسّ وجودى کتاب مکنون را دارند و این هم فضیلتى بزرگ براى حضرت زهرا (س) است.

    با توجه به این‌که منظور از اراده حق تعالی، در این آیه، اراده تکوینى است نه تشریعى و با توجه به احادیثى که معناى «رجس» را پاکى از گناه و آلودگى می‌داند ـ نه پاکى ازنجاسات ظاهرى ـ این آیه شریفه، بزرگ‌ترین دلیل بر عصمت فاطمه زهرا (س) از هر‌گونه گناه و آلودگى است، بلکه می‌توان گفت: از بعضى جهات مقام صدیقه طاهره، از بسیارى از انبیا وائمه (ع) نیز برتر است. چنانچه این مطلب، از سخنان تاریخى امام حسین (ع) در شب عاشورا در پاسخ به بی‌تابى خواهرش زینب، مشاهده می‌شود.

    امام على (ع) با استناد به آیه تطهیر، عصمت و طهارت زهراى مرضیه را یادآورى می‌کنند . وقتى خلیفه اول با حضرت زهرا (س)، به منازعه برخاست و فدک را که در اختیار آن حضرت بود، مصادره کرد و دعوى آن حضرت را نشنید و شاهدانش را قبول نکرد، امام على (ع) خطاب به وى گفت:

    ( 151 )
  • اگر کسى ادعا کند که {نعوذا بالله} فاطمه زهرا مرتکب منکر شده است و براى ادعاى خود، شاهدانى هم بیاورد و تو او را تصدیق کنی، کتاب خدا را تکذیب کرده‌اى زیرا آیه تطهیر، شهادت خدا بر طهارت زهرا (س) است.

    آن بانوى بزرگ حد وسط و محور ارتباط اهل کساء بود.«هم اهل بیت النبوه و‌معدن الرساله، هم فاطمه و‌أبوها و‌بعلها و‌بنوها» آنان اهل بیت نبوت و معدن رسالت هستند: فاطمه، پدر فاطمه، همسر فاطمه و پسران فاطمه.

    محور اصلى ارتباط اهل بیت با رسول خدا، یک زن است، زنى که ذریه‌اى پاک از او، زاده می‌شود و اوست که تنها حلقه اتصال این فرزندان با رسول خداست.8

    اگر به این نکته دقت کنیم که گوینده این کلام، اللّه، ذات مستجمع صفات جمالیه و جلالیه است، خدایى که پروردگار عالم وجود است و اراده‌اش مساوى با تحقق و وقوع می‌باشد، حقیقت این تکریم را بهتر، احساس خواهیم کرد.

    3. آیه (لیله القدر)

    إنّا أنزلناه فى لیله القدر

    این آیه از جمله آیاتى است که علاوه بر معنا و تفسیر ظاهری، به حکم تفسیر باطنى برآن حضرت منطبق است.

    در تفسیر فرات کوفى با ذکر سند از امام صادق‌(ع) نقل شده است، که حضرت در تفسیر «إنّا أنزلناه فى لیله القدر» فرمودند: «لیله» فاطمه و«القدر»، اللّه است. سپس افزودند:

    «فمن عرف فاطمه حق معرفتها، فقد أدرک لیله‌القدر و‌إنّما سمّیت فاطمه لأن الخلق فطموا عن معرفتها؛ پس هر کسى که فاطمه را به درستى و «کما هو حقه» بشناسد، لیله القدر را درک کرده است و فاطمه به این نام، نامگذارى شده، به خاطر آن‌که مردم از شناخت او عاجزند.

    به راستى چرا فاطمه‌(س) لیله القدر نباشد و حال آن‌که یازده قرآن ناطق در این «لیله» نازل شده است.

    فاطمه، لیله القدر است زیرا که:

    1. در میان همه شب‌ها، آنچه بی‌نظیر و مطلوب است، شب قدر است. در میان همه زنها نیز آن‌که بی‌نظیر و مطلوب است، فاطمه است.

    ( 152 )
  • 2. از آن حضرت، تعبیر «لیل» شده است. زیرا همان گونه که شب همه چیز را در برمی‌گیرد، ظلم و ستم بنی‌امیه آن حضرت را در برگرفت.

    3. فاطمه، شب ولیل است زیرا شب، بیانگر پوشیدگى و مستورى و حجاب و عفت و حیاء است.

    4. ویژگى شب قدر، توبه و نزدیکى به خدا و اطاعت و بندگى و حفظ احکام است. ویژگى فاطمه‌(س) و را ه و روش و سیره آن حضرت نیز، قرب به خدا و اطاعت و بندگى او و حفظ ارزش‌هاى الهى است.

    5. مهم‌ترین و ممتازترین عمل در شب قدر، علم و پرداختن به آن است. درمیان صفات و ویژگی‌هاى فاطمه، نیز علم و معرفت و آگاهى آن حضرت به خدا، دین خدا، تکالیف، وظایف و ارزش‌هاى انسانی، از همه مهم‌تر و بزرگ‌تر است. ارزش سایر اعمال آن حضرت به همین آگاهى و شناخت و علم اوست و این از بزرگ‌ترین درس‌ها و تعالیم براى همه، بخصوص براى زنان است.

    6. شب قدر از هزار ماه، بهتر است و یک لحظه و یک روز زندگى و سیره حضرت زهرا‌(س)، از هزاران ماه و سال زندگى که در آنها خبرى از آن راه و روش و الگو نباشد، بهتر است.

    7. شب قدر، ظرف و جایگاه قرآن است.جایگاه حضرت زهرا و گفتار و کردار و زندگى آن حضرت هم درتفسیر عملى قرآن و تجسم و تبلور آیات آن است. همان‌گونه که انسان در شب قدر به قرآن، نزدیک‌تر شده، و آن را بر سر مى نهد، با نزدیک شدن به حضرت زهرا‌‌(س) نیز انسان به قرآن نزدیک شده و آن را نصب العین خود قرار می‌دهد.

    8. شب قدر همان لیله مبارکه یعنى شب نزول برکت و ارزش‌ها است و چشمه‌اى است که این فضایل و سعادت‌ها از آن جوشیده و نازل مى شود. فاطمه نیز محل نزول و صدور این اصالت‌ها و ارزش‌ها و مکارم است.

    9. شب قدر، تجمع ملائکه اللّه است و بهره از عالم ملکوت، افزون‌تر خواهد بود. آن کس هم که بیشتر با فاطمه، نزدیک‌تر شده و از آن حضرت بهره ببرد از خوى و خصلت ملائکه، حظ فزون‌ترى برده و به عالم فرشتگان و تجرّد و تقدّس، نزدیک‌تر می‌گردد بلکه از آنها نیز، برتر می‌رود.

    10. ممکن است سال‌ها بگذرد و کسى از شب قدر، جز ظاهری، بیش درک نکند،

    ( 153 )
  • اما اگر از حقیقت آن، ذره‌اى درک نماید، چنان آگاهى و تنبه بیدارى به او می‌بخشد که مسیر زندگیش عوض می‌شود و سخت به خدا نزدیک می‌گردد. فاطمه، نیز چنین است.یعنى ممکن است فرد یا جامعه‌اى سالها به لیله‌القدر برسد و فاطمه‌‌(س) را از خود بداند؛ اما حقیقت او را درک نکند و جز ظاهرى از آن نفهمد، اما با درک زندگى و ابعاد گوناگون حیات واقعى فاطمه، جرقه‌اى در دل آنان بدرخشد و مسیر سرنوشت آنان را عوض نماید.

    از این گذشته زمان غسل و کفن و دفن، بنابر وصیت حضرتش نیز در دل شب متناسب با لیله القدر است و قرن‌ها است که قبر مجهول و ناپیداى او نیز حاکى از تناسب وجود مقدسش با لیله القدر دارد.

    و «اللیله هى فاطمه و‌القدر هو اللّه»: فاطمه، اضافه تشریفى به خدا دارد از حیث:

    1. آن‌که پس از پدر بزرگوار و شوهر گرانقدرش، بیش از تمام پیامبران مرسل و غیر مرسل، ایمان به خدا داشته و در عالم انوار و اشباح و ارواح، خدا را تسبیح و تمجید و تقدیس و تحلیل کرده و سپاسگزار بوده است. نور مقدس او چندین هزار سال پیش از آفرینش آسمان و زمین آفریده شده است.

    2. آنکه فاطمه زهرا، افضل تمام انبیا ومرسلین وملائکه و مقربین است و همه آنها نیازمند به شفاعت زهرا‌(س) طبق اخبار و احادیث مستفیضه صادره از مصادر وحى و تنزیل می‌باشند.

    3. آن که ملائکه حتى جبرئیل، میکائیل، اسرافیل و عزائیل هم بی‌اذن بر او داخل نمی‌شوند. و از اطاعت او بیرون نبودند و خداوند عزّوجلّ، عهد ولایت او را از آنها گرفته است.

    4. زهراى مرضیه، علت وجود ائمه یازده‌گانه، اوصیاى رسول خدا (ص) می‌باشد و ذریه پیامبر تا قیامت از نسل او هستند.

    ارباب معرفت نیز در بعضى از تفاسیر، روایت امام صادق (ع) را نقل کرده و آن را پذیرفته‌اند و براساس مبانى عرفان اسلامى «لیله مبارکه» را انسان کامل، تفسیر کرده‌اند. انسان کامل در این مکتب جایگاه محورى دارد. از نظر روایات مسلّم است که جبرئیل امین به فاطمه‌(س) نازل می‌شده9، در حالى که جبرئیل امین، حتى بر‌ائمه‌(ع) نیز نازل نمی‌شد. مصحف فاطمه، محصول شرفیابى فرشته وحى الهى بر حضرت زهراست که از افتخارات تشیع، شمرده می‌شود.

    ( 154 )
  • امام صادق‌(ع) در ضمن مصحف فاطمه می‌فرماید: «فیه علم القرآن کما انزل»؛ علم قرآن همان‌طور که نازل شده در مصحف فاطمه‌(س) موجود است.

    لذا آگاهى از قرآن و اسرار آن مربوط به حضرت زهرا و سایر معصومان می‌باشد، چون قرآن در خانه آنها نازل شده است، آنها هستند که در سایه آشنایى با این منبع لایزال الهى توانایى شناخت و درک حقایق و معارف و دانش‌هاى گوناگون را پیدا کرده‌اند.

    در بعضى روایات آمده که مصحف فاطمه، سه برابر قرآن است. شاید تأویل و تفسیر قرآن مجید باشد زیرا ما معتقدیم که علم قرآن طبق فرمایش خود قرآن، در نزد صاحبان این علم است که آنها هم، همان ائمه طاهرین هستند که فاطمه‌‌(س) نیز جزو آنهاست. اما در اینجا مطلب بالاتر است زیرا مصحف با این خصوصیات، فقط، بر‌فاطمه‌(س) قرائت شده‌است.

    4. آیه مباهله

    فمن حاجّک فیه من بعدما جائک من العلم فقل تعالوا ندع أبنائنا و‌أبنائکم و‌نسائنا و‌نسائکم و‌أنفسنا و‌أنفسکم ثم نبتهل فنجعل لعنه اللّه على الکاذبین. (آل عمران،3/61) با کسانى که با تو در امر نبوت مجادله می‌کنند، بگو بیایید پسران و زنان و نفوس خویش را بخوانیم وتضرع کنیم. آن‌گاه لعنت خدا بر دروغ گویان.

    طبق احادیث متواتر و مشهور میان شیعه و سنى که قریب به اجماع و اتفاق است در روز مباهله، مسیحیان نجران، پیامبر را مشاهده کردند در حالى که حسنین و فاطمه وعلی‌(ع)، همراه او بودند و به سوى مکان مورد نظر می‌آمدند.

    در این آیه، نسائنا، منحصر به حضرت فاطمه‌(‌س) شده است. با این‌که زنان و همسران پیامبر در حجره‌هاى آن حضرت بوده‌اند و زنان بزرگ دیگرى مانند: صفیه و ام هانى و دیگران، وجود داشتند، هیچ‌کدام به این مباهله دعوت نشدند.

    زیرا مباهله (ابتهال و نفرین کردن) با نصاراى نجران یک کار عادى نیست و تنها افراد معصوم، صلاحیت آن را دارند.

    صحنه مباهله، از لحظات حساس تاریخ اسلام است و حضور در این صحنه، ایمان و اعتقاد خاصى را می‌طلبد.

    پیامبر‌(ص) براى حضور در این صحنه از میان زنان، تنها، فاطمه را انتخاب می‌کند؛

    ( 155 )
  • یا از آن روى که فاطمه به منزله امتى از زنان است، درست همان گونه که ابراهیم خود به تنهایى یک امت بود.یا، این‌که او، محبوب‌ترین افراد، در نزد پیامبر بود. و یا چون درمیان زنان مسلمان، تنها فاطمه بودکه مصداق زنى بود با یقینى تام که می‌توانست قدم در این صحنه بگذارد. اما حق این است که فاطمه هم یک امت بود، هم محبوب‌ترین زنان در نزد رسول خدا‌(ص) و هم تنها زنى بودکه می‌توانست تکمیل کننده گروهى باشد که به حقیقت و بر حق بودن مسلمانان، یقینى کامل دارند و نیز محور اصلى اتصال آن گروه به رسول خدا‌(ص) باشد. زیرا آنان شوهر و فرزندان او بودند.

    این‌که پیامبر، فاطمه را در این درگیرى اجتماعى ـ اعتقادی، احضار می‌کند و او را در چنین مخاطره‌اى قرار می‌دهد (خود) نمونه‌اى بارز و سرمشقى عینى است، براى تمام زنان عفیفى که داراى اعتقادات حقند و پیرو صادق راه اویند، بر این‌که شجاعانه در چنین صحنه‌هایى حاضر شوند.

    و نیز این نمایش به منزله دلیل عینى و ملموس است بر جایگاه والاى زهراى مرضیه، نزد پیامبر خدا و عدم برابرى هیچ زنى با او درمقام و رتبه خاصى که دارا بود.

    5. آیه مودت

    ذلک الّذى یبشّر اللّه عباده الّذین ءامنوا و‌عملوا الصّالحات قل لا أسألکم علیه أجراً الاّ المودّه فى القربى و‌من یقترف حسنه نزد له فیها حسناً إنّ اللّه غفور شکور. أم یقولون افترى على اللّه کذباً.(شوری،42/23و24) این همان است که خداوند به بندگانش که ایمان آورده‌اند و کارهاى شایسته کرده‌اند؛ مژده می‌دهد، بگو براى آن کار از شما مزدى نمی‌طلبم مگر دوستدارى در حق اهل بیتم و هر کس کار نیکى کند در آن برایش جزاى نیک بیفزاییم چرا که خداوند آمرزنده قدردان است. یا می‌گویند پیامبر خدا دروغ بسته است….

    ابن عباس درباره شأن نزول آیات فوق که به آیات مودت، شهرت یافته، ‌گوید:

    چون اسلام پس از هجرت پیامبر به مدینه، استحکام یافت، انصار گفتند: نزد پیامبر برویم و بگوییم در گرفتاری‌هایى که پیش می‌آید، اموال ما در اختیار تو است و می‌توانى در جهت پیشبرد دین از آنها استفاده کنى. آیه شریفه، نازل شده و پیامبر آن را در پاسخ آنان، تلاوت فرمود. منافقان مانند همیشه که در صدد تضعیف رسول خدا‌(ص) بودند اظهار داشتند: او در همان مجلس

    ( 156 )
  • این سخن را ساخت تا ما را پس از خود، نزد خویشانش ذلیل و خوار، گرداند.

    آن‌گاه آیه دوم نازل شد که آیا بر خداوند دروغ و افتراء می‌زنید؟10

    از نظر ادبى تفاوتى بین این‌که استثنا در آیه (إلا المودّه فى القربى) متصل باشد یا منقطع، وجود ندارد11 اگر استثنا متصل باشد بدین معناست که:« من پاداشى از شما نمی‌خواهم جز دوستى اهل بیتم.» و اگر منقطع باشد12، بدین معناست که «دوستى اهل بیت پیامبر، اجرى براى پیامبر نیست. چرا که بهره این دوستی، نصیب مسلمانان و دوستداران اهل بیت آن حضرت است و بدین وسیله چنین خواسته‌اى از سوى رسول خدا‌(ص) در راستاى دعوت مردم به دین است.»13

    باید دید این چه مودتى است که هم سنگ، هم کفه و هم وزن اجر رسالت است. مودت گروهى که بر سر سلسله آنان زهراى مرضیه، محبوبه امت، است. همان بانویى که پیامبر درباره‌اش فرمود:

    یا حسن و یا حسین انتما کفتا المیزان، فاطمه لسانه و لاتعدل الکفتان إلاّ باللسان، ولا یقوم اللسان إلاّ على الکفتین.14

    اى حسن و حسین شما دو کفه ترازویى هستید که فاطمه، شاهین آن است و کفه ترازو در حال تعادل قرار نمی‌گیرد مگر به وسیله شاهین آن و شاهین، استوار نمی‌شود مگر بر دو کفه ترازو و…

    در این کلام، زهرا، تنظیم کننده و برقرار کننده تعادل در این کانون معرفى می‌شود.

    6. آیات ابرار

    إنّ الأبرار یشربون من کأس کان مزاجها کافوراً. عیناً‌یشرب بها عباد اللّه یفجّرونها تفجیرا. یوفون بالنذر و‌یخافون یوماً کان شرّه مستطیراً. و‌یطعمون الطعام على حبّه مسکیناً و‌یتیماً و‌أسیراً. إنّما نطعمکم لوجه اللّه لا نرید منکم جزاء و‌لا شکوراً. إنّا نخاف من ربّنا یوماً عبوساً قمطریراً. (انسان،76/5 ـ10)

    ابرار در آخرت از جام‌هاى بزرگ لبریز بهشت که چون کافور، سرد و دلپذیر است، می‌آشامند و آن کافورها، خوشبوى و شیرین است. این آب، آمیخته است به آب چشمه‌اى که براى بندگان خاص خود خلق شده و هر کجا بخواهند، آن کاسه‌ها حاضر است و در قصرها مهیا است. این آب گوارا مثل این است که در عمارات و ابنیه بهشت،

    ( 157 )
  • همیشه جریان دارد و در اختیار بنده‌هاى وفادار خداست. اینان به نذر خود وفا کرده و اطاعت خدا کرده و از روزى که محنت آن، آشکار است، می‌ترسند. اینان در راه خدا به مسکین و یتیم و اسیر، اطعام می‌کنند و به زبان حال می‌گویند: ما براى خدا، اطعام کردیم، و از شما جزا و تشکرى نمی‌خواهیم. ما از پروردگارمان در روزى که چهره برافروخته و در هم کشیده است، می‌ترسیم.

    از مسلمات فریقین است که این آیه در مورد حضرت زهرا‌(س) و شوهر و دو فرزندش نازل شده است. به اتفاق مفسّران، آیات این سوره در مدینه در هنگام کسالت حسنین‌(ع) نازل شد که درباره نذر فاطمه‌(س) و علی‌(ع) براى سلامتى حسنین‌(ع) بود. علامه امینی، در الغدیر، نام سى و چهارتن از کسانى که شأن نزول این سوره را داستان مذکور، دانسته‌اند، ذکر کرده‌است.15

    در این مختصر، مجال پرداختن به دقایق تفسیرى و جزئیات آنچه در این سوره آمده، نیست و تنها به ذکر این نکته لطیف ازسوى آلوسی، مفسّر اهل‌سنت، اکتفا می‌شود که:

    در این سوره، سخنى از «حورالعین» که در سوره‌هاى دیگر از آن به عنوان یکى از نعمت‌هاى بهشتى یاد شده، به میان نیامده است و چه بسا این ناگفتن، به حرمت نور چشم رسول خدا‌(ص)، حضرت فاطمه زهرا (س) باشد که سوره در فضیلت او وخانواده‌اش و نعمت‌هایى که در بهشت از آن بهره‌مند خواهد شده، نازل شده است.16

    7. آیه التقاء بحرین

    این آیه از جمله آیاتى است که علاوه بر معنا و تفسیر ظاهری، به حکم تفسیر باطنى بر آن حضرت منطبق است:

    مرج البحرین یلتقیان. بینهما برزخ لایبغیان. یخرج منهما اللؤلؤ و المرجان. (الرحمن، 55/19ـ22)

    غالب مفسّران و محدثان و مورخان فریقین، معتقدند که شأن نزول این آیات درباره تلاقى بحر نبوت و ولایت و درباره حضرت فاطمه‌(س) و علی‌(ع) است.

    علامه بحرانی، دوازده روایت که بعضى از آنها از طریق اهل سنت نقل شده،

    ( 158 )
  • ذکر می‌کند که مراد از «بحرین» على و فاطمه هستند که هیچ گاه بر یگدیگر، بغى و سرکشى نمی‌کنند.17

    در تفسیرى از ابن عباس نقل شده که:

    برزخ میان آن دو، مهر و محبتى است که از بین رفتنى نیست و همین مهر و محبت، مانع سرکشى هر کدام، نسبت به دیگرى است.

    دربار الهی، بر اساس نبوت و ولایت مطلقه، با بندگانش، تماس حاصل کرده و مشعل هدایت برافروخته است و این سلسله که فرد اتم و اکمل آنها، حضرت رسول و خاندان عترتند، دربار روحانیت ربوبى را تشکیل داده و واسطه فیوضات غیبى هستند.

    همان طور که عالم طبع از ترکیب و تجزیه و تحلیل عناصر و موالید، دائماً در ایجاد وجود است، در عالم انسانیت و معنویت نیز این ارتباط در بین ارواح مجرده که در ابدان مختلفه بروز و ظهور می‌کنند، تجلى کرده، از آن تلاقی‌ها، عناصرى ممتاز به دست می‌آورد، از آن جمله، تلاقى اقیانوس محیط نبوت با دریاى عمیق ولایت است که به وسیله مهد عصمت و طهارت، تلاقى کرده و از آن گوهرهایى گرانبها که براى همیشه مورد استفاده بشر می‌باشد به وجود آمده


  •    نوشته شده در پنجشنبه 17 فروردین1391  توسط زينبيون 



    موضوع: حضرت زهرا سلام الله عليها

    حضرت فاطمه  (سلام الله علیها) :
    خداوند امر به معروف را براي اصلاح مردم قرار داد.


    شهادت زهراي ازهر، فاطمه ي اطهر تسليت باد.


       نوشته شده در چهارشنبه 16 فروردین1391  توسط خادم 



    موضوع: حضرت زهرا سلام الله عليها

    من خدایم که همه کوی مرا می جویند //همه ذرات فلک حمد مرا می گویند
    من خدایم که همه راه مرا می پویند//همه جان ها به ید قدرت من می رویند
    همه چیز و همه کس در همه جا مال من است//دل هر جامد و جنبنده به دنبال من است
    آن زمانی که زمان یاد ندارد چه زمان//در مکانی که مکان یاد ندارد چه مکان
    نه شبی بود و نه روزی و نه چرخی نه جهان//نه پری بود و نه جبریل و نه دوزخ نه جنان
    نظرم در پی یک واژه ی بی خاتمه بود//اولین واژه که آمد به نظر ، فاطمه بود
    زطفیل گل او ساخته ام دنیا را//من به عشق رخ او ساخته ام طاها را
    میل او بود بسازم علی اعلی را//جبرئیل و فلک و آدم و هم حوا را
    زازل تا به ابد هر چه و هر کس هستند //همه مدیون رخ فاطمه ی من هستند
    به خداوندی خود فاطمه ام بی همتاست //فاطمه چون من تنها به دو عالم تنهاست
    در میان همه آفاق که از من برپاست//همه ی دار و ندارم گل روی زهراست


       نوشته شده در چهارشنبه 16 فروردین1391  توسط خادم 



    موضوع: حضرت زهرا سلام الله عليها


    گل

    مریم بهروزی، دبیر کل جامعه زینب و عضو شورای مرکزی جبهه پیروان خط امام، حضرت زهرا(س) را الگوی حضرت زینب (س)برای نقش آفرینی در واقعه کربلا می داند.

    او می گوید: این حضرت زهرا(س) است که چنین فرزندانی را تربیت می کند که آنچنان الگوآفرینی می کنند.

     

    بهروزی، دنیای امروز را دنیای پست مدرن می خواند و این شرایط را دوران خوبی برای الگو گرفتن از فرهنگ و سنت و دین عنوان می کند و می افزاید: در دوران مدرنیته هر موضوعی مرتبط با دین و سنت نفی می شد و فقط هر آن چه بعد از دوران رنسانس پدید آمده بود، قابل بررسی تلقی می شد. در حالی که الان در دوران پست مدرن می توان نکات مثبت فرهنگ ها، سنت ها و ادیان را در کنار هم مورد توجه قرار داد و بنابراین شرایط فعلی، شرایط خوبی برای الگوگیری از حضرت زهرا(س) که یک وجود  اکمل هستند، به شمار می آید.

     

    دبیرکل جامعه زینب، سه گزاره را برای الگو گرفتن بشر از زندگی حضرت زهرا(س) برمی شمرد. وی می گوید: رسیدن به کرامت در خلقت انسان اصل قرار داده شده است و برای رسیدن به این اصل حضرت زهرا(س) عالی ترین نوع این کرامت و ارزش است. دختر پیامبر، فاطمه ای که برای تولد او فرهیختگان هستی وارد شدند، فاطمه ای که او را ام ابیها می نامند و برای پدر نقش پشتیبان و حامی را داشته، در تولد ارزشمند بوده و در کرامت در خلقت الگویی برای تمام زنان است.

    بهروزی می افزاید: هنگامی که پیامبر(ص) حضرت زهرا(س) را می بوسد، به پدران و خانواده ها آموزش می دهد که چگونه با فرزندان خود رفتار کنند.

    وی «ارزشمندی در خانواده» را وجه دومی می داند که حضرت زهرا(س) با نحوه زندگی خود آن را برای دیگران الگو قرار داده است: «برای جامعه شیعی و اسلامی ما خانواده رکنی اساسی است و در این رکن زن جایگاه و ارزش ویژه ای دارد، به طوری که از او تقاضای ازدواج می شود، برای او مهریه تعیین می کنند و ... حضرت زهرا(س) همچنین در خانواده ی  خود دارای کرامت و ارزش و تاثیرگذاری ست.

    وی ، بحث «ارزشمندی در جامعه» را سومین محور گفته های خود عنوان می کند که در دنیای امروز مهم ترین بحث تلقی می شود.

    وی می گوید: حضرت زهرا(س) در جامعه موثر و ارزشمند و در تحولات اجتماعی تاثیرگذار بوده است.

    بهروزی با اشاره به این که زمانی که حضرت زهرا(س) به علت بیماری نمی توانسته از خانه خارج شود، زنان مهاجران و انصار برای دیدن او به خانه می آیند، می گوید: این مسئله به این معناست که زنان مهاجر و انصار از غیبت آن حضرت و این که چرا وی در جلسات و در میان آنها حضور نداشته است نگران شده بودند.

    وی می گوید: حضرت زهرا(س) در جامعه حضور موثر اجتماعی داشته است، به طوری که وقتی نبوده، خلا وجودی او مشخص می شود و این مسئله علاوه بر حضور صرف با تاثیرگذاری در تصمیم ها، آموزش دادن و رهبریت اخلاقی و دینی همراه بوده است.

     

    زهرا شجاعی، مشاور رئیس جمهوری سابق در امور زنان در صحبت هایش تاکید می کند که باید در ذهنمان در رابطه با شخصیت بزرگان غبارروبی انجام دهیم تا ابعاد وجودی آنان قابلیت پیروی در همه ی زمان ها و مکان ها و قرون و اعصار و برای همه داشته باشد.

    شجاعی می گوید: اگر بخواهیم به تاریخ زندگی اسوه های اصیل اسلامی و الگوهای تراز اول مکتب مراجعه کنیم و سبک و روش و شیوه زندگی آنان را بدون در نظر گرفتن اصول حاکم بر زندگی آنان برای نسل امروز بیان کنیم، شاید تصور شود امکان عملی تبعیت از افرادی که مثلاً 14 قرن پیش در اجتماعی متفاوت با دنیای امروز زندگی می کردند و پیروی از آنان، وجود ندارد. درحالی که چنین نیست و ما می توانیم گوهر مناسبات زندگی را از آنها استخراج کنیم. وی با اشاره به این که حضرت زهرا(س) همان طور که گفته شده است، «سید النساء العالمین» یعنی سرور زنان عالم تا زمانی که تاریخ وجود دارد هستند، وجوه زندگی حضرت فاطمه را جداگانه برمی شمرد. شجاعی، در خصوص شیوه زندگی خانوادگی حضرت زهرا(س)، جوانان را ارجاع می دهد به بحث جهیزیه حضرت زهرا(س) و گفته ی پیامبر. 

    پیامبر در این باره گفته است: «خدا رحمت کند خانواده ای را که بیشترین وسایل آنها از سفال است.»

    او می گوید: شاید جوان امروزی بپرسد مگر می شود از این وسایل استفاده کرد و آیا این موضوع منطقی و عقلانی است؟ شجاعی می افزاید: مطمئناً دختر جوانی که شیفته حضرت زهرا است با این وسایل نمی تواند زندگی کند و قطعاً عقل به این کار حکم نمی کند. اما آن چه از این موضوع برداشت می شود، ساده زیستی و عدم تعلق به مادیات و هدف قرار دادن آنهاست.

     

    وی می گوید: با همین شیوه می توانیم به اصول مختلفی در تاریخ روابط میان حضرت زهرا(س) و حضرت علی(ع) که رابطه ای صمیمانه، عاشقانه و دوستانه است، برسیم. او می گوید: مثلاً در جایی داریم که پیامبر بعد از ازدواج از حضرت علی می پرسد، «علی جان، فاطمه را چگونه یافتی؟» و حضرت علی(ع) در پاسخ می گوید: «چه یار خوبی است در اطاعت از امر خدا» و باز جایی حضرت علی (ع) می گوید: «هیچ گاه حضرت زهرا (س) از من چیزی نخواست مبادا که در حد توانم نباشد.» که در مقابل حضرت زهرا(س) هم می فرماید: «هیچ وقت حضرت امیر مرا وادار به انجام کاری نکرد.» و این مسائل نشان از رعایت حقوق زوجین در آن فضای خانوادگی دارد.

     

    وی می گوید: یا در موردی دیگر می توان به استفاده بهینه حضرت زهرا(س) در استفاده از امکانات و زمان در حقیقت به بیان امروزی مدیریت زمان اشاره کرد که در حالی که وی در حال درست کردن آرد بوده، امام حسن(ع) را در آغوش داشته و در حال ذکر گفتن بوده است. شجاعی می گوید: شکل ظاهری این اعمال در زندگی امروزی شاید ساده انگاری به نظر بیاید، اما در عمل، این مسئله، چگونگی مدیریت زمان توسط آن حضرت را نشان می دهد. وی می افزاید: یا در حوزه سیاست، شجاعت حضرت زهرا(س) و تلاشی که ایشان برای تبیین خط اصیل اسلام ناب و در حقیقت تلاش 23 ساله پدرشان داشته است، بی سابقه است و این مسئله نشان می دهد که حضرت زهرا(س) یک عنصر فعال سیاسی، دارای قدرت تحلیل، تصمیم گیری و برخورد با انحرافات هستند .

     

    منبع : tebyan.net


       نوشته شده در دوشنبه 14 فروردین1391  توسط زينبيون 



    موضوع: حضرت زهرا سلام الله عليها

    حضـرت زهـرا(س) در آن سخنزانـى معروفـش در مسجـد فـرمـود:

    خـداونـد ایمـان را بـراى تطهیـر شمـا از شـرك قـرار داد،

    و نماز را براى پاك شدن شما از تكبر،

    و زكـات را بـراى پـاك كـردن جـان و افزونـى رزقتان،

    و روزه را براى تثبیت اخلاص،

    و حج را براى قوت بخشیدن دین ،

    و عدل را براى پیراستن دلها،

    و اطاعت ما را براى نظم یافتن ملت،

    و امـامت مـا را بـراى در امـان مـانـدن از تفرقه،

    و جهاد را براى عزت اسلام،

    و صبر را براى كمك در استحقاق مزد،

    و امـر به معروف را بـراى مصلحت و منـافع همگـانـى ،

    و نیكـى كـردن به پـدر و مـادر را سپـر نگهدارى از خشـم ،

    و صله ارحام را وسیله ازدیاد نفرات،

    و قصاص را وسیله حفظ خون ها،

    و وفـاى به نذر را بـراى در معرض مغفـرت قـرار گـرفتـن ،

    و به انـدازه دادن تـرازو و پیمـانه را بـراى تغییـر خـوى كـم فـروشـى،

    و نهى از شـرابخـوارى را بـراى پـاكیزگـى از پلیـدى ،

    و دورى از تهمت را بـراى محفـوظ مـاندن از لعنت،

    و تـرك سـرقت را بـراى الزام به پـاكـدامنى ،

    و شـرك را حـرام كـرد بـراى اخلاص به پـروردگـارى او ،

    بنابـرایـن ، از خـدا آن گـونه كه شایسته است بتـرسید و نمیرید، مگر آن كه مسلمان باشید،

    و خـدارا در آنچه به آن امر كرده و آنچه از آن بازتان داشته است اطاعت كنید،

    زیرا كه "از بندگانـش ، فقط آگاهان، از خـدا مـى ترسند."( سـوره فاطر آیه28 )  (احتجاج طبرسى ، ص 99، چاپ سعید.


       نوشته شده در دوشنبه 14 فروردین1391  توسط زينبيون 



    موضوع: به طرف خدا
     

    حضرت رضا (ع) فرمود: بر شما باد به نماز شب كه هر آن بنده در آخر شب برخیزد و هشت ركعت (نماز شب) و دو ركعت شفع و یك ركعت وَتر بخواند و در قنوت خود هفتاد بار استغفار كند از عذاب قبر و عذاب دوزخ ایمن گردد و عمرش دراز شود و روزیش وسعت یابد.

     

     

    پیامبر (ص ) :ثلاثة یضحک الله الیهم : الرجل اذاقام باللیل یصلی و القوم اذا صفوا فی الصلاة ، و القوم اذا صفوا فی قتال العدو

    سه گروهند که خداوند از آنان خشنود است :1- کسی که نماز شب می خواند.2- جمعی که نماز جماعت تشکیل می دهند.3- دسته ای که در برابر دشمن در راه خدا صف آرایی  کرده اند. (1)

     

    امام صادق (ع) مى‌فرماید: «ثلاثة هن فخر المؤ من و زینة فى الدنیا و الاخرة، الصلوة فى آخر اللیل و یاسه مما فى ایدى الناس و ولایة الامام من آل محمد».

     

    سه چیز است كه افتخار مؤمن و زینت او در دنیا و آخرت است نماز در آخر شب، و بی‌اعتنائى به آنچه در دست مردم است، و ولایت امام از اهلبیت پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم).

     


       نوشته شده در دوشنبه 14 فروردین1391  توسط خادم 



    1. تنبلی:

    2. پرخوری سبب پرخوابی می‌شود و پرخوابی نیز سبب از دست رفتن نماز شب می‌شود.[6]

    3. مطلق گناهان[7] به‌ویژه دروغ.[8]

    4. در روایات آمده است كه بنده یك یا دو شب از تهجد و شب زنده دارى محروم مى‏گردد براى اینكه به خود عجب نكند.[9]

    گناه مانع نماز شب

     

    امام علی (ع ) :جاء رجل الی امیرالمؤمنین - علیه السلام - فقال : یا امیرالمؤمنین انی  قد حرمت الصلاة باللیل ، فقال امیرالمؤمنین -علیه السلام - : انت رجل قد قیدتک ذنوبک .مردی نزد امیرالمؤمنین (ع ) آمد وگفت : ای امیر مؤمنان ! من از نماز شب محروم شدم . علی (ع ) فرمود: تو مردی هستی که گناهانت تو را زندانی  (اسیر) کرده است . (10)


       نوشته شده در دوشنبه 14 فروردین1391  توسط خادم 



    موضوع: حضرت زهرا سلام الله عليها

    کاش عمر، ذره ای احساس داشت*** حرمت باغبان و یاس داشت

    کاش زهرا ، پشت در تنها نبود*** مادر سادات هم عباس داشت..


       نوشته شده در جمعه 11 فروردین1391  توسط خادم 



    موضوع:

    دنیا حقیرتر از آنست که بتواند ما را به خود مشغول کند...

    ****

    و امروز ما ...

    ما دلداده ی عباس بن علی هستیم، که تمام هستی خود را در راه خدا و امامش داد...

    ما دلداده ی یل ام البنین هستیم... ام البنینی که وقتی کاروان اسرا آمدند قبل از عباسش ، سراغ حسین را گرفت...

    ما دلداده ی عباس بن علی هستیم، عباس علی؛ وقتی که به دنیا آمد، امیرمومنان بر بازوان او بوسه زد...

    *******

    یا اباالفضل !

    تمام دنیا فدای لحظه ای که گفتی :

    ای برادر! برادرت را دریاب ...

    لحظه ای که فاطمه (سلام الله علیها) بر بالین تو آمد و تو را صدا زد ...

    یا اباالفضل ! یاریمان کن در ایام فاطمیه ، بتوانیم برای مادر تمام خوبیها ، خادم خوبی باشیم...

    ایام فاطمیه در پیش است...

    یاد مدینه ...

    یاد کوچه ها...

    یاد مظلومیت مولا...

    یاد در و دیوار...

    یاد میخ و در ...

    یاد دستهای بسته...

    یاد دست های شکسته...

    یاد محسن ...

    یاد زهرا ...

    ...

    خدایا ! با این همه درد و دلی سرشار از مهر زهرا ، چه کنم.؟!

    خدایا! این نفس بی حب زهرا(سلام الله علیها) گر رفت، به سینه برنگردد.

    پیشاپیش، ایام فاطمیه تسلیت.


       نوشته شده در جمعه 11 فروردین1391  توسط خادم 



    موضوع: حضرت ابوالفضل عليه السلام
    شب عاشورا و توصیه حضرت عباس به هاشمیان...

    از حضرت زینب(علیها السلام) نقل شده است که فرمود: «شب عاشورا از خیمه خود بیرون آمدم تا از حال برادرم حسین(علیه السلام) و یارانش با خبر شوم. دیدم امام(علیه السلام)در خیمه خود تنها نشسته و با پروردگارش راز و نیاز مى کند و قرآن تلاوت مى کند. پیش خود گفتم آیا سزوار است برادرم در چنین شبى تنها بماند؟ به خدا سوگند! مى روم و برادران و عموزادگان خود را به این خاطر سرزنش مى کنم. پس به خیمه عبّاس(علیه السلام) آمدم ناگاه همهمه و صداى غرّایى شنیدم، همانجا پشت خیمه ایستادم و به داخلش نظر انداختم دیدم عموزادگان و برادران و برادرزادگانم گِرد عبّاس ـ که چون شیرى بر زانویش تکیه زده بود ـ حلقه زده اند، و او خطبه اى مشتمل بر حمد و ثناى الهى و سلام و درود بر پیامبر خدا(صلى الله علیه وآله) ایراد کرد، که مانند آن خطبه را جز از امام حسین(علیه السلام)نشنیده بودم، و در پایان افزود: اى برادران! برادرزادگان! و عموزادگانم! هنگامى که سپیده دم طلوع کرد چه مى کنید؟ عرض کردند: فرمان فرمان تو است، هر چه تو فرمایى همان کنیم.

    عبّاس فرمود: این اصحاب با امام پیوند خویشاوندى ندارند و بار سنگین را جز صاحبانش بر نمى دارند. هنگامى که سپیده صبح آشکار شد اوّلین کسى که به میدان نبرد مى شتابد، شمایید. ما باید پیش از آنان کشته شویم تا مردم نگویند. اصحاب خود را پیش انداختند و چون آنان کشته شدند، خود با شمشیرهایشان ساعت به ساعت مرگ را به تأخیر انداختند.
    بنى هاشم از جاى برخاسته شمشیر از غلاف بیرون کشیدند و در برابر برادرم عبّاس گرفته، گفتند: «ما همگى تحت فرمان تو هستیم».
    زینب(علیها السلام) افزود: «وقتى که این یکپارچگى و عزم راسخ و تصمیم قلبى آنان را دیدم، دلم آرام گرفت و خوشحال شده اشکم سرازیر شد.(1)(2)

    پی نوشت:

    (1)  . معالی السبطین، ج 1، ص340.
    (2) . گرد آوری از کتاب: عاشورا ریشه ها، انگیزه ها، رویدادها، پیامدها، زیر نظر آیت الله مکارم شیرازی، ص

       نوشته شده در جمعه 11 فروردین1391  توسط خادم 



    موضوع: حضرت ابوالفضل عليه السلام
    ای دستگیر همه عالم، دست مرا هم بگیر...

    هنوز دستان بريده‌ات، نماد قنوت بي‌رياي عاشقانه توست.

    هنوز دستان بریده ی توست که زمین را نگه داشته است...

    کاش می گشتم فدای دست تو

    تا نمی دیدم عزای دست تو



       نوشته شده در جمعه 11 فروردین1391  توسط خادم 



    موضوع: دل نوشته

    خدایا! بهار بدون سبزپوش فاطمه، پاییزی بیش نیست...

    بهار ما ، هنگام ظهور مهدی فاطمه است...

    ...

    هر لحظه بی تو، از شب یلدا هم درازتر است!

    هر لحظه بی تو، بوی مردُن میدهد

    هر لحظه بی تو، بوی غربت میدهد

    ......

    آقا بیا که مدینه منتظر توست

    کوچه ها برای تو ندبه میخوانند

    در و دیوار برای رسیدن تو ترک برداشته اند...

    میخ درب، بی تاب حضور توست...

    ************

    آقا بیا ! که لحظه های بی تو، جان دادن است برای ما

    آقا بیا...


       نوشته شده در جمعه 11 فروردین1391  توسط خادم 



    موضوع: به طرف خدا
    هر قوم و ملتی که در مسیر خدا گام بردارد و احسان و تقوا پیشه کند و در برابر نعمت‌های الهی شکرگزار باشد، خداوند آن‌ها از دریای بیکران رحمت خویش مستفیض کرده و نعمت‌های خود را بر آن‌ها ارزانی خواهد نمود.

       نوشته شده در پنجشنبه 10 فروردین1391  توسط خادم 



    موضوع: حضرت زهرا سلام الله عليها

    سخن حضرت زهرا (سلام الله علیها) در تعيين ساعت اجابت دعا 

    آن حضرت در روز جمعه به غلام خود مى‏فرمود: بر بلندى قرار گير، آنگاه كه ديدى قرص خورشيد در حال غروب است مرا آگاه كن، تا دعا نمايم.


    سخن آن حضرت در فضيلت عمل خالص

    هر كه خالصترين عباداتش را نزد خداوند بفرستد، او بهترين مصلحتش را براى او مقدّر مى‏فرمايد
    .
    سخن آن حضرت در مورد خرسندى فرشتگان از پيروزى مؤمنان

    دو زن در مسأله‏اى از مسائل دينى با يكديگر گفتگو مى‏كردند، يكى دشمن و ديگرى مؤمن، برهان زن مؤمن غالب گرديد، و او بسيار خرسند شد، آن حضرت فرمود
    :
    خرسندى فرشتگان از پيروزى تو بيشتر از خوشحالى توست، و ناراحتى شيطان و يارانش از ناراحتى دشمن تو افزونتر است
    .
    سخن آن حضرت در توصيف مؤمن

    مؤمن با نور الهى مى‏نگرد


       نوشته شده در سه شنبه 8 فروردین1391  توسط خادم 



    موضوع: حضرت زهرا سلام الله عليها

    سخنانی از حضرت زهرا(سلام الله علیها)

    سخن آن حضرت در توصيف قرآن

    با قرآن حجتّهاى فروزان الهى، و واجبات تفسير شده، و محرّمات برحذر گردانده شده، و براهين روشن، و دلائل كافى، و فضائل ارزشمند، و مجوزات بخشيده شده، و قوانين نوشته شده روشن مى‏شود.
    *
    سخن آن حضرت در توصيف قرآن
    نزد شما كتاب گوياى خدا، و قرآن راستگو، و نور فروزان، و پرتو درخشنده را بر جاى نهاد، كه براهينش روشن و رازهايش آشكار، و ظواهرش نمايان، پيروانش مورد غبطه بوده، و آنان را بسوى بهشت رهنمون و شنيدن آن راه نجات است.
    *
    سخن آن حضرت در توصيف قرآن
    امور آن نمايان، و احكامش شكوفا، و نشانه‏هايش روشن، و محرمّاتش آشكار، و اوامرش هويدا است.
    سخن آن حضرت در توصيف پدرش
    خداوند پيامبر را براى پايان بخشيدن فرمانش، و به پايان رسانيدن احكامش، و تثبيت رحمت بيكرانش مبعوث كرد.
    *
    سخن آن حضرت در توصيف پدرش
    رسالت خود را با انذاز ابلاغ كرد، و از روش مشركين دورى، با رؤساى آنان دشمنى و درگير با آنان بود، با حكمت و پند نيكو بسوى پروردگارش رهنمون شد، بتها را سرنگون و گردنهاى زورمندان را به خاك مذلّت انداخت


       نوشته شده در سه شنبه 8 فروردین1391  توسط خادم 



    به گزارش شبکه ایران به نقل از روزنامه انگلیسی دیلی‌میل، "مارک آلموند"، استاد تاریخ دانشگاه آکسفورد و از تحلیلگران مسائل خاورمیانه هشدار داد که اگر عربستان سعودی تحت تاثیر انقلاب‌های منطقه واقع شود، جهان شاهد یک زلزله اقتصادی خوهد بود!
    این تحلیلگر غربی با اذعان به وابستگی غرب به حکومت‌های دیکتاتوری سرشار از نفت منطقه، بویژه عربستان سعودی تصریح کرد: آنچه اکنون در حال رخ دادن در بحرین است، تنها نمونه‌ای کوچک از آن چیزی است که می‌تواند در عربستان رخ دهد.
    آلموند در تشریح وقایع بحرین افزود: 70 درصد از جامعه بحرین را شیعیان تشکیل می‌دهند که به شدت با پادشاه غربگرای این کشور مخالفند.
    این تحلیلگر آمریکایی با اشاره به شکست دولت غربگرای سعد حریری در لبنان و روی کار آمدن یک ائتلاف ضدغربی در این کشور با روندی کاملا دموکراتیک هشدار داد: "این نشان می‌دهد که دموکراسی در کشورهای عربی نمی‌تواند منافع ما را تامین کند."
    در همین حال، پایگاه اطلاع‌رسانی الراصد نیز در گزارشی با اشاره به نزدیکی مناقشات بحرین به مناطق شرقی عربستان سعودی تصریح کرد که این مناقشات به راحتی می‌تواند به مناطق شرقی عربستان که 10 درصد از نفت دنیا در آن تولید می‌شود، تسری یافته و مناقشه داخلی را به مناقشه‌ای بین‌ا‌لمللی بدل کند. در عین حال بحرین، مقر دائمی ناوگان پنجم آمریکاست که ناآرامی‌های این کشور می‌تواند برای آن خطراتی را دربر داشته باشد. 


    به گزارش تابناك، رژیم «آل خلیفه» پس از حدود 4 روز مورد هدف قرار دادن معترضان، گمان می كرد خواهد توانست قیام آنان را سركوب كرده و معترضان را به خانه های خود برگرداند اما نه تنها به این هدف خود دست نیافت بلكه روز به روز بر تعداد معترضان حاضر در میدان «اللولوء» كه اكنون به میدان «التحریر» مصر شبیه شده، افزوده شد.

    «حمد بن عیسی آل خلیفه»، پادشاه بحرین صبح روز گذشته فرزند خود شاهزاده «سلمان بن حمد آل خلیفه» كه ولیعهد بحرین است را مأمور مذاكره با معترضان كرد تا به اصطلاح با كمی امتیاز دادن به آنها قیامشان را پایان دهد. بر همین اساس دیدارهایی نیز میان این شاهزاده با تعدادی از اعضای «جمعیت وفاق ملی» كه دبیركل آن شیخ  «علی سلمان» است انجام گرفت اما بی نتیجه ماند.

    با بررسی علت بی نتیجه ماندن این مذاكرات مشخص شد كه، «جمعیت وفاق ملی» كه بزرگ ترین حزب سیاسی شیعی با 18 نماینده در پارلمان است، گرداننده اصلی قیام ملت بحرین نیست از همین رو حتی پس از انجام مذاكره با شاهزاده «حمد» این قیام متوقف نشد.

    اخبار رسیده از بحرین حاكی از آن است كه، «جمعیت عمل اسلامی» به دبیركلی حجة الإسلام و المسلمین شیخ «محمد علی محفوظ» كه در هر دو دوره انتخابات پارلمانی سابق بحرین انتخابات را تحریم كردند، اكنون زمام امور در این قیام را بر عهده گرفته و گردانندگان اصلی این قیام هستند.

    این به معنی آن نیست كه هواداران و اعضای دیگر احزاب و جمعیت های سیاسی بحرین در این قیام حضور ندارند اما با بررسی دقیق مسأله و نگاهی گذرا به تعداد شهدا و زخمی ها نشان می دهد هواداران و اعضای «جبهه عمل اسلامی» در حال ایفا كردن نقش اصلی در میدان نبرد هستند.

    اما تفاوت درخواست های «جمعیت وفاق ملی» با «جمعیت عمل اسلامی» از رژیم حاكم در بحرین چیست؟ «جمعیت وفاق ملی» كه از زمان تأسیس آن تا به امروز كمتر از 10 سال می گذرد، خواستار سقوط رژیم بحرین نیست بلكه تنها خواستار تغییر نخست وزیر این كشور كه بیش از 40 سال بر مسند قدرت تكیه كرده است بوده و نیز خواهان تبدیل شدن رژیم بحرین از «پادشاهی مطلق» به «پادشاهی مشروطه» است.

    این در حالی است كه «جمعیت عمل اسلامی» كه از زمان تأسیس آن تا به امروز بیش از 30 سال می گذرد و حدود 20 سال پیش فعالیت های مسلحانه نیز علیه رژیم فاسد «آل خلیفه» داشته و یك بار نیز كودتایی نافرجام در این كشور انجام داده است، خواستار سقوط رژیم پادشاهی بحرین و تبدیل نظام این كشور به نظامی دیگر است.

    لذا با وجود اینكه به نظر نمی رسد «جمعیت عمل اسلامی» راضی به عقب نشینی و كوتاه آمدن از درخواست اصلی خود نیست اما در هر صورت شاهزاده «سلمان» اگر می خواهد با گردانندگان اصلی قیام معترضان بحرینی مذاكره كند تا شاید به نتیجه برسد، باید به سراغ رهبران «جمعیت عمل اسلامی» برود.



       نوشته شده در سه شنبه 8 فروردین1391  توسط زينبيون 



    موضوع: به طرف خدا

    امام صادق(ع) از پدرانش از رسول خدا(ص) نقل کرده که فرمودند: خداوند ميگويد:بنده من اطاعت کن مرا درآنچه به تو امر ميکنم،و صلاح و مصلحت خودت را به من ياد نده.

    ...

    تفکر کن...

    ...

    راضي باش به رضاي خدا!


       نوشته شده در دوشنبه 7 فروردین1391  توسط خادم 



    موضوع: به طرف خدا
    امام صادق (علیه السلام):

    خداوند به داود(علیه السلام) وحی فرستاد؛ ای داود! چنانکه نزدیکترین مردم به خداوند تواضع کنندگان هستند،همچنان دورترین مردم از خدا ، تکبرکنندگان می باشند.


       نوشته شده در یکشنبه 6 فروردین1391  توسط خادم 



    موضوع: به طرف خدا

    کسانی که عهد خود با خدا و سوگند هایشان را به بهاء اندکی می فروشند،برایشان در آخرت بهره ای نیست.

    (آل عمران/ 72)


       نوشته شده در یکشنبه 6 فروردین1391  توسط خادم 



    موضوع: پيامبر مهرباني صلوات الله علیه

    مهربانی با یتیم دلرا نرم می کند!

    رسول خدا (ص) فرمود هر کدام از شما که از قساوت دلش ناراضی و ناراحت شود باید یتیمی را نزدیک شود و با او مهربانی کند و دست بر سرش کشد که دل او به اذن خدا نرم می شود زیرا برای یتیم حقی است .

    و در روایت دیگر است که هر کس یتیم را برسفره طعام خود نشاند و دست مهر بر سرش کشد دل او نرم می شود و نیز مرویست که شخصی برسول خدا (ص) از قساوت دلش شکایت کرد . و رسول خدا (ص)فرمود هرگاه بخواهی دلت نرم شود پس اطعام کن مسکین را و دست بر سر یتیم کش.


       نوشته شده در شنبه 5 فروردین1391  توسط خادم 



    خدایا !به من فرصتی بده که دوباره برخیزم،

    چشم های مرا به نور معرفتت روشن کن. سایه ها بر شانه هایم سنگینی می کنند دیوارها را از جلوی چشمانم بردار .چقدر به دیدن تو محتاجم.مرا از من بگیر تا حضور تورا عاشقانه تر حس کنم.

    بگذر از من،اگر راه رسیدن به تئ را بلد نبودم،اینک با حالی منقلب آمده ام تا به پای تو بیافتم

    کمتر از درختی نیستم که هر بهار به شکوفه می نشیند.

    خدایا!یک بار دیگر به من اجازه شکفتن بده. میخواهم از باتلاقی که برای خود ساخته ام پا بیرون نهم .ریشه های مرا خودت دوباره زنده کن خودت دست بر شاخه های خشکم بکش.

    اینک در لحظه های تحویل سال آمده ام تا رو سیاهی ام را پیش تو اعتراف کنم خودت به انسانها بشارت دادی که درهای رحمت وبخشایش تو همیشه به دروی توبه کاران باز است.

    اگر راه کسی را سد کردم،اگر پیش پای کسی دیوار کاشتم،اگر نگاهم را به معصیتی آلودم،اگر دلم را به وسوسه سیاه کردم:امروز عاجزانه از تو میخواهم که از من در گذری .

    خدایا امسال هفت سین عیدم را تو بچین تو بگو که کدام سین ها مناسب سفره من است.

    ای خدای بزرگ !به من جرات بده که در مقابل همه هواها بگویم نه. عیدم را با نگاه نورانیت آسمانی کن.

    خدایا !دوستانم را از نزدیکانت قرار ده وکتاب آسمانیت را چراغ راهم کن.دست مرا بگیر تا از پا نیفتم  وحالی به من عطا کن که جز با نام ویاد تو متحول نشود.

    گام در راهی میگذارم که ابتدا وانتهای آن معلوم نیست ! از تو میخواهم در جزر و مد جاده ها خودت کمکم کنی. به من شعور گیاهان را بده که چگونه بشکفم ،قد بکشم بار دهم و فرو ریزم تا برای رستاخیزی که بشارتش را دادی خودم را محیا کنم.

    ((یا محول الحوال والا حوال )) آمین یارب العالمین

     


       نوشته شده در سه شنبه 1 فروردین1391  توسط زينبيون 



    آخرين مطالب



    مقام معظم رهبري

    درباره ما ...